تبليغاتX
Viper-Team
گلدكوئست بيرجند

تجربه من توی این 5 سال و سفرهای زیادی که رفتم در مورد این کار متوجه شدم که خود بخش آموزش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده متدهای زیادی هستند و سر درگمی های زیادی وجود دارند .کتابهای مختلف می خونید .تو این 5 سال کنار leader  های بزگی بودم مثل جزف بیسمارک ، vj و.... کتابهای زیادی خوندم جلسات زیادی شرکت کردم .هر چه یاد گرفتم خلاصه کردم به یک متد 4 اصله .

تو 60 سال گذشته که صنعت network marketing از سال 1979 شروع شده ابزارهای زیادی وجود نداشت برای در یافت جریانی از اطلاعات .ولی آلان هر کتابخانه که میرید یک بخش اختصاص به network marketing  وجود دارد که اطلاعات از a….z در آن وجود دارد ولی یه شکل بزرگ وجود داره که filter در این مورد وجود ندارد که این متدها را استفاده کنید یا نه .کتاب می خونید اگه خوشتون بیاد اعمال میکنید بدون مشورت از leader هاتون که مشکل بزرگی به وجود می آورد .ولی قشنگی کار quest net  سادگی این کار است در طول 5 سال گذشته نخواستیم چیزی رو پیچیده کنیم .قصد ما فقط ساده سازی طرح است .

Simple to do

من به جاهای زیادی رفتم تو این 5 سال و جلسات آموزشی برقرار کردم که اونها رو خلاصه کردم به 4 قسمت اصلی .

شما این 4 اصل مهم و پایه اصلی رو احتیاج دارید که یک network خوب بسازید .هر جا که می رفتم از من می پرسیدن راز موفقیت شما چی هست .مردم میگن  تو سفر های زیادی می ری و ماشین و خونه خرید ی کلی درآمد ایجاد کردی همه می پرسن راز موفقیت شما چی هست ولی من هیچ جواب مستقیم نداشتم .

موفقیت ها در network marketing  به چیزهای زیادی بستگی داره مثلا داشتن یک up line خوب داشتن اطلاعات زیاد و داشتن ابزار آموزشی که استفاده می کنند و .... ولی اگر بخوام خلاصه کنم می رسیم به این مطلب که من network marketing  رو از 23 سالگی شروع کردم تازه از مدرسه فارغ التحصیل شده بودم و تازه یک وکیل تازه کار بودم بعد به صورت 24 ساعته کار رو شروع کردم و اعتبار زیادی هم بین دوستانم نداشتم .خیلی جون بودم و حلقه تاثیر پذیری خودم  شامل یکسری دانش آموز بود که سرمایه اولیه این کار را نداشتن .مبارزه سختی رو شروع کردم تو 5 سال گذشته بزرگترین ریسک زندگی خودم رو انجام دادم پر از ماجراجویی و یک سازمان بزرگ ساختم با برادرم و تیم جالبی از مردم و هر کسی که منو میبینه می پرسه راز موفقیت شما چیست .همه فکر می کنن راز موفقیت به مهارت بازاریابی یا قدرت بیان یا قدرت متقاعد ساختن مردم است .بعضی ها طرز لباس پوشیدن و ظاهر منو باعث موفقیت می دونن ولی باید بگم برای من پایه اصلی چیز دیگریست ، اینو برای همه network marketer ها بگم که باید این نکته رو خیلی جدی بگیرند . راز موفقیت من خیلی ساده است .

از 1999 تا 2004 راز موفقیت من این بوده که

 

NEVER SWITCH OFF

خیلی ها می پرسن یعنی چی   NEVER SWITCH OFF    

خیلی ها از  شرکت های مختلف network marketing اومدن و می گن این صنعت جواب نمیده .network marketing  کار نمی کنه دیگه جواب نمی  ده .میگن ما این کار رو شروع کردیم ولی شکست خوردیم .ما پول گذاشتیم 6 ما زحمت کشیدیم ولی شکست خوردیم .

اینو بگم اولین قانون طلایی صنعت  network marketing  : نمی تونید شکست بخورید .تو این صنعت شکست غیر ممکن است .تنها راه شکست تو این صنعت این است که بگذاریدش کنار .اگر متوقف بشید پولی در نمی آید اگه متوقف بشید شکست می خورید .خیلی ساده  خیلی از مردم 2 هفته کار میکنند با انگیزه و شور و حرارت و بعد از 2 هفته مرخصی میگیرن و بعد 2 هفته کار می کنن و بعد 6 ماه مرخصی و بعد از 11-12 ماه میگن این کار نمی کنه ولی فکر کنید در موردش .میتونید انتظار امپراطوری مولتی بیلیون و صنعت مولتی بیلیون و تیم مولتی بیلیونی از این شرکت داشته باشید با 2-3 هفته سخت کار کردن .اصلا معنی می ده .از هر زاویه نگاه کنید .حقیقت اینه که همه افرادی که در یک دوره مخصوصا در ابتدای کار اونها switch off  کردن و یک مرخصی گرفتن و تمرکز خود را از دست دادند .خصوصا در یک سال اول کار .مثلا عروسی نوه عمه همسایه بوده رفتن اونجا و برای 3 ماه قطع شدن یا کاری رو گرفتن و تمرکز از دست دادن .اگر از من بپرسید راز موفقیت من چی بوده از 1999 تا 2004 هرگز switch off  نشدم تا امروز .quest net  رفته جز سیستم بدن من تو رگ هام جاری هست و من switch off  نمی کنم من خیلی استعداد نداشتم اعتبار خاصی نداشتم خیلی آدم مردمی نبودم ولی این نکته مهم را داشتم .مسر بودم و پیوسته کار می کردم .هیچ وقت مرخصی نگرفتم و switch off  نکردم و این ساده ترین چیزی هست که باید بدونید در صنعت network marketing  خیلی از مردم یک ماه سخت کار می کنند و بعد یک مرخصی 3 ماه می گیرن و این اصلا معنی نداره .VJ  که LEADER  من هست مردی که توانست quest net را از صفر به اینجا برساند و امروز یکی از بزرگترین شرکت های network marketing در دنیا باشد .به من گفت network marketing  مثل هل دادن ماشین هست من مطمئن هستم شما ماشین هل دادین وقتی روشن نمی شه یا بنزین نداره .سخت ترین قسمت هل دادن ماشین اولش هست .خیلی سختی می کشین وقتی چند متر اول را هل می دین .به خاطر اینکه تمام وزن کار روی شماست .سختی می کشید هل می دین و هل می دین بعد از مدتی دیگه لازم نیست کار سختی انجام بدین چرخها راه میوفتن و نیروی حرکت آنی است که به وجود می آید و شما انگشت میگذارید روی ماشین و با اون حرکت می کنید .به این سادگی . اونهایی که تا به حال ماشین هول ندادند به من اعتماد کنند این اتفاق می افته .ولی بسیاری از مردم که وارد این صنعت می شن شیوه متفاوت دارند .اونها ماشین رو 3 متر هول می دن بعد می ایستند باز هل می دن و می ایستن .مطمئن هستم هنوز به 10 متر نرسیده سکته می کنن .به خاطر انکه هر وقت می ایستن می خوان دوباره راه بندازن نیروی زیادی مصرف می کنن برای نیروی حرکت آنی .همیشه سخت ترین قسمت شروع کار است .

تجربه ای که من ازleader های بزرگ داشتم یاد گرفتم که اونها خیلی خوب شروع می کنن .هر کس تو این کار میاد خیلی start خوبی میزنه .اونها هیجان دارن برای اینکه با یک شرکت جالب کار می کنن که خط محصولات خوب داره  و شروع می کنن به کار برای 3 هفته . همه کاری می کنن از آموزش و present  . روزی 25 دفعه بهleader  ها زنگ می زنن .ولی بعد از 3-4 هفته اکثرا مرخصی می گیرن و switch off  می کنند .می گن pathman  من باید برم 1 هفته کارامو انجام بدم .ولی به من اطمینان کنید .اگه تو این صنعت 1 هفته مرخصی ذهنی بگیرید برای شما 1 سال وقت می گیره تا برگردید . اگر برای 3 هفته مرخصی بگیرید چندین ماه طول می کشه برگردید .برای اینکه نیروی حرکت آنی را از دست می دهید تا دوباره توی چرخه کار قرار بگیرید ولی اشتباه نکنید منظورم این نیست که 7 روز هفته کار کنید و بقیه کاراتون را بگذارید کنار .منظورم switch off  فیزیکی نیست .بیشتر مردم 7 روز کار نمی کنن ولی من میکنم .و هنوزم می کنم .تو خونمه من می تونم برم هر جایی و 7 روز هفته network marketing  کار کنم .ولی اگه از کسی که تازه وارد می شه بخواهید 7 روز هفته کار کنه اون شکه می شه و انگیزشو از دست می ده چیزی که من می گم اینه که switch off  ذهنی نکنید .network marketing  باید تو ذهن شما باشه منظورم از switch off  اینکه مردم این کار رو ذهنی انجام نمی دن یه عروسی که می رن همه چیز یادشون می ره و switch off  می کنند البته من هم تو عروسی همه رو present  نمی کنم بلکه اونجا کارت و تلفن می گیرم و خودمو معرفی می کنم و هفته بعد present  می کنم این کاریه که من می کنم .این یعنی من همیشه در حال network marketing  هستم می خوام یه داستان براتون تعریف کنم .سفری به تایلند داشتم تو فرودگاه مادرم از من قول گرفت داریم می ریم سفر تفریحی کار بی کار .cool  باش ما تو فرودگاه قول دادیم که کار نداریم تو سفر .تارسیدیم تو فرودگاه سوار یه تاکسی شدیم ، راننده هندی بود .تا نشستم پرسیدم چند سال راننده هستی و وضعیت پولی و بدبختی و بیچارگی و سخت .قلقلکم داد روز بعد تو آپارتمان طرف present  گذشتم و تو طول 2 هفته که اونجا بودم 14 نفر رو وارد کردم .

اگه قراره برید تعطیلات اشکالی نیست به شرطی که شما switch off  نکنید .من 8 ماه تو سفرم تا می تونم کارت ویزیت از اونها می گیرم .مردم رو ملاقات می کنم و کارت ویزیت داشته باشید ولی من یک network marketer  را با تعداد کارتی که می ده مقایسه نمی کنم .راحته واسم تو ایستگاه اتوبوس و کارت بدم .توی network marketing  کسی که تعداد کارت زیادی می گیره موفق تره .توی یکی از سفر ها با 2000 تا کارت برگشتم .سفر بعدی که دارم به اونجا 2000 نفر رو دارم که ممکن هست وارد بشن .این روش درست network marketing  و ذهنیت آن است .

دفعه بعد که یک نفر آمد و گفت من وارد شدم و شکست خوردم بیارید پیش من و من از اون سئوال می کنم خیلی راحت می فهمیم که اونها switch off کردن .برای switch off  نکردن فعالیت زیاد شما لازم است.

خوب حالا چه فعالیتهایی توی net  باید کرد : training  و آموزش وpresent  و یه قهوه خوردن با leader  هاتون یه potluck .همه اینها فعالیت network marketing است و شما هنوز switch off نشدید با اینکه شما مشغول present   جدی نبودین شما با leader هاتون در ارتباط هستید و switch on  هستید و ذهن شما با شرکت quest  است .من متوجه شدم که بزرگترین مبارزه یک leader   ـ switch on  نگه داشتن مجموعه است .لزومی نداره 5000 نفر رو switch on  داشته باشید .کافی است 10-20 نفر را switch on  داشته باشید .می توانید یکی از بزرگترین شبکه های network marketing  جهانی رو داشته باشید .منطقی خیلی خیلی ساده داره .

قانون اول و ستون اول و قانون طلایی ما توی network marketing  : اگه می خواهید موفقیت رو ببینید هیچ وقت switch off  نشید و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز .never never never never switch off

بلافاصله طعم موفقیت رو خواهید چشید .من اینو جایی خوندم بد نیست بگم که خیلی جالبه .

If you don’t quit you will make it

خیلی خیلی ساده است ولی تنها چیزی که ما لازم داریم .اگه جا نزنید موفق می شوید .

تنها راه شکست تو network marketing  اینه یه روز صبح پاشید و بگید دیگه کار نمی کنم و میزارم کنار .من نمی خوام این کار رو انجام بدم و بعد مطمئنا شما موفق نخواهید بود .همه همین طور هستند من leader هایی دارم که 1 سال کار کردن و نتیجه ندیدند و 1.5 سال کار کردن و نتیجه نگرفتن و همومن لحظه بود که می خواستن switch off  کنند تازه چسبیدن به کار و سخت کار کردن .( طعم تلخ شکست را کسانی چشیدند که تا چند قدمی پیروزی رسیدیند ) و یک روزی یک جایی این اتفاق افتاد 2000 -3000 $ در هفته .در موردش فکر کنید افراد زیادی هستند 9 ماه کار می کنند نتیجه چندانی نمی گیرند تصمیم می گیرن بگذارن کنار .سئوالی که دوست دارم در موردش بپرسم و خودم خیلی در موردش فکر کردم .چی میشه که توی ماه دهم روز دوم اونها یه vj جدید یا kurt  جدید به مجموعه اضافه می شد .کسانی که کل زندگی رو گذاشتن برای این کار و منفجر می شن در سراسر دنیا .می خوام در موردش فکر کنید .خیلی ساده است خیلی مردم می گن switch off  نکنیم اینه روش و تز شما .انتظار دارید من حساب کتاب کنم و ریاضی و مکانیک بگم .شما احتیاج ندارید 100 تا کتاب بخونید در مورد صنعت و موفقیت .چون خیلی کسانی که من میشناسم و موفق بودن یک چیز داشتن  never .switch off  اونها با بچه ها مرخصی گرفتن ولی با leader هاشون  sms  می زنن و روشن هستند و ارتباط با کل دنیا دارند .منظورم هست که همیشه switch on  باشید هیچ وقت جا نزنید . خیلی ساده است ولی معنی قدرت مندی داره .بنا براین اولین پایه و ستون و خلاصه کل اموزش network marketing  اینه که never switch off

و شما باید در این حالت بمونید اگر 3 ماه on  بمونید و اگر 6 ماه on  باشید تفاوت رو می بینید .ولی اگر قرار از اون مدلها باشید که هی هل می دن و ول می کنن .حتما نابود می شید ولی اگر به هل دادن ادامه بدهید چرختون را می افته و می توانید فقط یک انگشت روی کار داشته باشید مثل ما درآمد زیادی خواهید داشت و network  شما در حال رشد خواهد بود که باید هدف قرار بگیره و چیزی که باید داشته باشید تا رشد کنید :

Never Switch Off

حالا ستون 2 من کتابهای زیادی خوندم و سمینارهای زیادی رفتم و leader  های زیادی ملاقات کردم و این صنعت 60 ساله که داره کار می کنه و 40 -50 ساله که به طور رسمی داره کار می کنه پس دیگه نمی شه کل این اصل رو ببریم زیر سئوال این کاریه که 60 ساله داره انجام می شه و می خواهیم تو network  خودمون پیاده سازی کنیم من هر جا که cd  دیدم و کتاب خوندمو و جلسه رفتم مدام اینو شنیدم ارزش گذاشتن .من خودم هم منظور از ارزش گذاشتن رو نفهمیدم .خیلی تحقیق کردم برای یافتن این معنی به خاطر اینکه همه شرکت ها و افراد موفق در این صنعت در مورد آموزش حرف می زدن .خوب تو 5 سال گذشته زیاد شنیدم ولی الان همه در موردش حرف می زنن و می گفتن این هسته ارزشمند network  است .اگر این آموزش را نداشته باشیم نمی توانیم اصلا کاری کنیم و اصلا network  وجود نخواهد شد .و من خیلی روی آن اصرار می کنم و جدی گرفتم من این آموزش رو تو network  خودم گسترش دادم و با تمام محدویت ها اونو خیلی قدرت بخش دیدم و بدون آن کسی network marketer  نمی شه .اگر آموزش نداشته باشید قدرت لازم برای رسیدن به یک سازمان جهانی ندارید .از آموزش خیلی برداشت غلط شده .فکر کنید که من اینجا هستم و می خوام leader  خودم vj  را معرفی کنم و حق انتخاب دارم اول می گم خانم ها و آقایان vj  رو می خوام دعوت کنم خیلی ها چون جدید هستید فقط دست می زنید و میگید اینه آقای vj  .مدل دوم این باعث افتخار منه که اینجا ایستادم و این حق به من داده شده که شخصی را معرفی کنم و تا جایی که من می دونم ایشون باعث شده که من الان اینجا باشم و به موفقیت ها برسم اون leader  و برادر من هست و تونسته این شرکت رو گسترش بده به سراسر دنیا  کسی که تا امروز 1000 تا زندگی رو در دنیا عوض کرده و هنوزم داره این کار رو انجام می ده و صداقت اون زبون زد همه هست .من آرزو دارم با استاندارهایی که اون داره بتونم زندگی کنم .بنابراین من هیچ چیز جز تشویق بلند برای ایشون قبول نمی کنم .حالا دیدید تفاوت دو تا دعوت رو که مربوط می شه به آموزش .خیلی از مردم آقای vj  رو نمی شناسن .اون جور که من می شناسم .من احترام خاصی براش قائل هستم چون معرفی کاملی انجام نشده بود . خیلی خوبه که ارزش قائل بشید تا بتونید با قدرت ارتباط موثری با اونها برقرار کنید .این خیلی مهمه ارزش گذاشتن .

که به دو قسمت تقسیم می شه کلمات و حرکات و عملکرد

این 2 حالت رو به خاطر بسپارید .کلمات همون چیزایی بود که من بهتون گفتم با این صحبتام .البته در خیلی از جاهای دنیا با این کلمات میونه خوبی ندارن .این بخشی از فرهنگ است .هر کشوری باشید اروپا امریکا ..... بخشی از فرهنگ است شما به طور روزانه به مردم ارزش می دین .مردم و والدین و رئیس و leader هاتون را ارزش می دید .آدمهای زیادی رو ارتقا می دین البته اونها کسانی هستند که لیاقت دارند .این قانون اول هست که باید این ارزش گذاری کاملا صادقانه و حقیقی باشه .

فرضا می خوام کسی رو دعوت کنم روی صحنه کسی که تا حالا توی هیچ جمعی حرف نزده .من بگم خانم ها و آقایان نفر بعدی یکی از سخنگو های حرفه ای است تنها سخن گویی که تو دنیا دیدید و همه رو تحت تاثیر قرار میده .4000 $ می گیره 1 ساعت حرف بزنه آقای ....

اون میاد بالا و نمی تونه حرف بزنه و می لرزه و...ام ...ام ..........

می فهمید پس معرفی و ارزش گذاری من حقیقی نبوده البته این مربوط به طرف نمی شه ارزش گذاشتن باید حقیقی باشه .

فرضا : به من کمک کنید کسی رو می خوام دعوت کنم که خیلی خوش تیپ تر از tom crous  است خوب طرف باید خوش تیپ باشه .

ارزش گذاری باید اولا حقیقی باشه دوما باید با کلمات و عملکرد باشه .

حالا از عملکرد بگم .فرض کنید ما تو یه رستوران با چند تا از leader  ها نشسته ایم داریم برنامه ریزی می کنیم برای کارامون در همون لحظه vj  وارد رستوران می شه و میاد سراغ میز ما .من باید چه کنم از جا پاشم .نه باید از جا بپرم و صندلی خودمو بدم به اون و برای خودم یه صندلی جدید بیارم به این می گن احترام لازمه و بجا . leader های من که این صحنه رو ببینند میفهمن که برام خیلی مهمه و این یکی از مفاهیم نیرو بخش هست .و این قدرت رو می ده به لغاتی که شما با اون فرد رو معرفی می کنید .می فهمید که اگه بگم فلانی یکی از دوستای خوبه منه شما گوش نمی دید به حرفاش ولی اگه بگم این طرف کسی است که زندگی منو کاملا عوض کرده به این ترتیب شما گوش می دهید یا یه مدل دیگه .فرض کنید بعد از جلسه present  وقتی کارتون تموم شده دارن در مورد کار 1 خریده و 2 خریده ... ازتون سئوال می کنند همون جا یکی از بالا سری ها رد می شه حالا چی کار می کنید .طرف رو معرفی می کنید .میگید خواهشا گوش بدید وقتی داره صحبت می کنه .اون  یکی از مهمترین مدیران ماست .یک network marketer عالی یک از بهترین ها و قدرتمندان .لطف میکنید برای این دوستان حرف بزنید .آنها خفه می شن و گوش می دهند .اینه قدرت ارزش گذاشتن .بدون این ارزش گذاشتن ها کلمات شما مشکل زیادی در زمینه قدرت دارند به خاطر داشته باشید ارزش گذاری دو طرفه هست .برای بالاسری ها و زیر مجموعه ها .بنابرین انتظار نداشته باشید فقط زیر مجموعه ها شما رو ارتقا بدهند .شما هم باید اونها رو ارتقا بدین .با این کار به اونها قدرت می رسونید و یک درجه اونها رو بالا می برید .اعتماد بنفس در اونها ایجاد می کنید و اونها می تونن network  قدرتمند بسازند .حالا یکی از leader  هاتون می یاد با یکی از زیر مجموعه های جدیدش کلی از شما تعریف می کنه . شما هم میگید تو خیلی خوش شانسی که با این leader  من هستی  اون یکی از بهترین های من هست اون کاپیتان ارتش من هست .کاری که اون تو 6 ماه گذشته کرده کمتر کسی کرده .اون یک network marketer  مادرزادی هست و تو خیلی خوش شانسی .این یک ارزش گذاری دو طرفه هست .اگر فقط منتظر ارزش گذاشتن دیگران هستید مشکل براتون پیش میاد .راه اشتباهی رفته اید این حقیقت امر است .ارزش گذاشتن به منظور بت سازی نیست برای اینکه کسی را خیلی بالا ببرید .ارزش گذاشتن لغاتی ساده است که شما استفاده می کنید و به طرف مقابل قدرت می دید برای کسی که اونو نمی شناسه  تاثیرپذیری بیشتری داشته باشه .

حقیقت ساده ارزش گذاری یکی از وسایل قدرت منه که leader ها رو قدرت می ده به اونها اعتماد بنفس میده و اونها میرن بیرون  یک network  قوی می سازند و اینو باور داشته باشید این مفهوم در network های دیگه کمتر دیده می شه ولی بعضی network  های قوی رو دیدم که جدیدا دارن اینو تمرین می کنند .به خاطر داشته باشید ارزش دادن شما حقیقی باشه شامل 2 قسمت رفتار و لغات زیاده روی نکنید متوجه هدفی که پشتش هست باشید .این نشونه احترام شماست و قدرت به افراد دیگه می ده و کاملا ضروری است .شما می تونید توی جلسات و سمینارها و vcd ها و vcon  های زیادی شرکت کنید اونجا هم این ارزش دادن ها رو می تونید ببینید با چند راه عملی .امیدوارم که اصول ارزش گذاری رو متوجه شده باشید یه عنوان یک ستون حیاتی و اگر درست اعمال شود یک network  قوی می سازید و به افراد قدرت بالایی می دهید .

ستون دوم ارزش گذاری خیلی حیاتی است و اگر درست اعمال کنید یک network قوی و افراد قدرتمند در مجموعه دارید .

ستون سوم : ستون مربوط به ارتباطات است .اگر از هر زاویه ای به تجارت یا زندگی نگاه کنیم فقط ارتباطات می بینیم .ارتباط پدرو فرزند و مادر و فرزند رئیس و مرئوس .در تجارت ما نیز ارتباط بالا سری با زیر مجموعه است .البته لغات بالا سری و زیر مجموعه خیلی جالب نیست ولی مجبورم برای توضیح از این کلمات استفاده کنم .ولی من به طور کلی به زیر مجموعه زیردست نمی گم یا با tc  صدا نمی زنم .شنیدم که می گن این tc  من هست و چند تا عدد.

شما اسم زیر مجموعه نمی دونین ولی tc  رو می شناسین و اگر منو با tc  معرفی کنید ناراحت می شم .و باهاش مشکل دارم .ولی اگر به مسئله درست نگاه کنید خیلی حیاتی است در تجارت ما ارتباطات زیر مجموعه و بالاسری ها  خیلی از مردم درست فکر نمی کنن خیلی ها ورودی مستقیم اونها نیستید .و شما با چند level  بالاتر از خودتون دارید کار می کنید خیلی ها با این موضوع راحت نیستند اونها نمی تونند قبول کنند : من باید برم پیش بالاسری یا اون باید بیاد با من کار کنه .راحت نیستم باهاش کار کنم با اون مشورت کنم .اونها با این حقیقت راحت نیستند .اگر آجر 7 را یادتون باشه این بود که با بالاسری ها تون مشورت کنید .خیلی مردم فکر می کنند این سخته .چرا باید با اونها چک کنم مگه اونها رئیس من هستند .من نمی توانم توی این قسمت مستقل عمل کنم .اولین قانون network marketing  اگر تصمیم بگیرید تنها کار کنید تقریبا شانس شما برای موفقیت صفر است .فکر کنید چرا نمیخواهید برید سراغ بالاسری و با اون مشورت کنید .vj  میگه اگه موفقیت رو جایی دیدید زیر سئوال نبرید و شک نکنید فقط کپی برداری کنید .vj  مثلا leader  من هست و من میرم پیشش برای مشورت .چه کار می تونم بکنم اون leader  من است .من به وسیله company  معرفی شدم و بالاسری ندارم .اصولا بالا سری های من kurt , vj , japa,… هستند .بنابراین من با اونها مشورت می کنم .من از اونها نصیحت قبول می کنم که چطور می تونم یه network  جالب داشته باشم و از japa  نصیحت می گیرم که چطور یک به یک با اونها کار کنم .چون اون خدای face to face  است .من نمی خوام تنها باشم .من یه بالاسری می خوام .بنابراین اولین سئوالی که از خودتون می پرسید اینه که همچین ارتباطی رو با بالاسری ها و زیر مجموعه خودتون دارید .بالاسری شما کی هست .

بنابراین باید توجه کنید که اون چند LEVEL  بالاتر از شماست که شما رو معرفی کرده و بالاترش کسی هست که داره کار می کنه بالاسری مستقیم منظورم نیست اون کسی که کار می کنه .خیلی ها می گن ما نمی دونیم بالاسریمون کی هست یا یه مرد 70 ساله است که روسی حرف می زنه .بنابراین شما باید بالاسرتون یکی که فعال هست مشخص کنید .بالاسری های مستقیم من اعضا شرکت هستند و من با انها کار می کنم .اگر بالاسری نداشته باشید فقط شما بار کاری خودتون رو زیاد می کنید .کارتون سخت تر می سه .برای کاراتون حتما به این موضوع فکر کنید .تمام این مفهوم کار کردن با بالاسری فعال و خوب .بنابراین من چه کار باید کنم زمان زیادی را با بالاسریم صرف می کنم .من بالاسری فعال هستم یکسری LEADER  فعال دارم .بنابراین اونها با افراد مختلفی کار می کنن .اگر منتظر هستید بالاسری بیاد شما رو شکار کنه و بهتون کمک کنه اشتباه می کنید .یه بالاسری با 1000 نفر داره کار می کنه بنابراین اونها نمی تونن بیان کمک کنن و هی بگن کمک نمی خواهید کمک نمی خواهید و.....

سئوال من اینه اگه شما می خواهید موفق بشید این اصل مهم و با ارزش را یاد بگیرید اگه اومدید تو quest net  و می خواهید موفق بشید باید دنبال یک leader  موفق باشید و از اون بخواهید تا به شما کمک کند .بالاسری هاتون رو شکار کنید .اگه بالاسری فعال می شناسید 2 صبح برید در خونش و بگید شما موفق هستید و من به کمک شما نیاز دارم .به یاد دارم سالهای اول خیلی چیزها لازم بود یاد بگیرم و vj سفرهای زیادی میرفت و نمی شد پیداش کرد .sms  زدم که من به کمک شما نیاز دارم میشه یه نشستی داشته باشیم .vj  جواب داد من سنگاپور هستم خواستی بیا .من اون موقع کوالالامپور بودم یه چیزی حدود 6 ساعت رانندگی باید می کردیم من هم leader  هامو جمع کردم 3-4 تا ماشین و راه افتادیم دنبال هم . بعضی ها اون موقع part time  کار می کردند و باید صبح می رفتن سر کار به همین خاطر کل راه رو من رانندگی کردم .vj  تو هتل بود .ما رفتیم تو lobby  هتل .vj  چند تا جلسه داشت به من گفت اگه دوست دارید صبر کنید .و ما هم منتظر موندیم .خوب 6 ساعت رانندگی کردیم .3 ساعت هم صبر کردیم و بالاخره vj  اومد پایین .پس از اون جلسات بود که سنگاپور شروع به رشد کرد .اون اومد پایین و خیلی لحن عذر خواهانه داشت .گفتم vj ما فقط می خواستیم با شما صحبت کنیم و دور هم باشیم .اون 45 دقیقه با ما صحبت کرد و 45 دقیقه خودش رو با ما تقسیم کرد و بعد رفت به یک جلسه دیگه و ما 6 ساعت دیگه رانندگی کردیم تا برگردیم .ولی اون 45 دقیقه ارزشش رو داشت .

پس بالاسری های فعال رو پیدا کنید و شکارشون کنید به اون تلفن کنید بگید من زیر مجموعه شما هستم تعریف زیاد شنیدم لطفا به من کمک کنید .مطمئن باشید اگر اون آدم فعال و مسئولی باشه با خصوصیات یک leader  مطمئنا راهش رو پیدا می کنه .این ارتباط حیاتی است .اگر تنهایی و مستقل عمل کنید این خیلی سخت خواهد بود بنابراین نگاه کنید به بالاسری فعال و اونو پیدا کنید .و در نهایت بالاسری شماv-team است و اون leader  بزرگ شماست و هر وقت من به سراسر دنیا سفر می کنم خیلی ها میان به من میگن من بالاسری ندارم و اونها به کمپانی های پشه ای ملحق شدن و گم شدن از اونها که ویزی میان ویزی می رن .حالا هم می خوان بر گردن .اشکالی نداره شما می تونید با من کار کنید با اینکه من فیزیکی با شما نیستم .با sms  می توانید ارتباط داشته باشید .به عنوان یک leader  خود شرکت می تونه شما رو پشتیبانی کنه .این یک ارتباط حیاتی است باید متوجه آن باشید و درست باید همین کار رو به مجموعه خودتون منتقل کنید .من همیشه این جوک رو می گم که دنبال یه بالاسری باشید که خاری به پاتون باشه .که هر وقت دارید راه میرید همیشه باشه و شما رو هل بده .به شما انگیزه بده و به شما الهام میده و شما رو تبدیل به net worker  موفق می کنه و شما رو آدم موفقی می کنه .بعضی وقتها اونها نمیان سراغ شما به این معنی نیست که شما switch off کنید شما برید اونها رو شکار کنید .تلفن کنید و.... بالاسری تون رو پیدا کنید .تو quest net  افراد فعال زیاد هستند .من leader های مختلفی از شرکت های مختلف  زیاد دیدم ولی کیفیت اونها توی quest net  خیلی بیشتر است .کیفیت تعهد و مسئولیت آنها که در هیچ سازمان network marketing  دیگه ندیدم .چون رهبران این شرکت این کار رو القا کردن و تزریق .خوب ما همیشه در مورد raise your self to help mankind  حرف می زنم .این یک حقه تبلیغاتی نیست چیزی هست که بنیان گذاران ما اون رو ایجاد کردن و اینو توی مجموعه القا کردن .این هسته ذاتی که ما با اون زندگی می کنیم و اون هسته و ذات چیزی هست که روی این پایه ریزی شده .بنابراین مسئولیت هاتون رو جدی بگیرید .و اگر شما بالاسری هستید و یک نفر رو عضو این مجموعه کردید شما نسبت به اون شخص مسئولیت دارید نگذارید switch off  بشه .راهنمایی کنید .یک سال باهاش باشید .وقتی اون پیشرفت کرد و یک net worker  فعال شد می تونید درآمد بازنشستگی خوبی داشته باشید .امروز و سه سال گذشته تحت راهنمایی های  …, japa , vjیاد گرفتم که مردم رو بسازم چکها خودشون ساخته می شن .سالهای اول فقط روی چک ها فکر می کردم بنابراین این ارتباط حیاتی است مردم را بسازید .بنابراین برگردید دنبال بالاسری های فعال و بگید می خوام تو این کار موفق باشم .خواهش  می کنم می تونید خاری در پای من باشید .متوجه هستید چی می گم .بنابراین ستون سوم که خیلی ها قبولش می کنند همین ارتباط بالاسری و زیرمجموعه هاست .یادتون باشه که لغات اصلا مهم نیستند .من همه زیر مجموعه های خودم رو زیر مجموعه صدا نمی زنم این فقط به خاطر این هست که می خوام این مثال رو واضح تر بزنم .عاجزانه ازتون می خوام زیرمجموعه هاتون رو فراموش نکنید .زمان خودتون رو برنامه ریزی کنید تیم خودتون رو بسازید و بیشتر پشتیبانی کنید .به اونها بی اعتنایی نکنید .مگه شما ادعا نمی کنید که بالاسری ندارید بگردید و پیداش کنید .و در آخر بالاسری شما همون v-team  هست .به سراسر دنیا سفر می کنن و جلسه میزارن واسه همینه که ارتباط بالاسری ها با زیر مجموعه ها خیلی مهمه  .اونها رئیس شما نیستند اونها می خوان کمک کنند تا موفق بشید .چون یک رابطه برنده برنده است .هر چه شما بیشتر پول دربیارید اونها هم پولدارتر  می شن .هیچ وقت این ارتباط رو ازش برداشت اشتباه نکنید .اونها هستند که شما رو راهنمایی کنند اونها هستند که به شما یاد بدهند چیزهایی که از بالاسری هاشون یاد گرفتن .

ستون 4 : از نظر قلبی درکش می کنم چون سال اول زیاد باهاش در گیر بودم .خوب never switch off  راز طلایی network marketing  برای موفق بودن هیچ وقت این کار رو نکنید . دوما ارزش قائل بشید و قدرت بدید به مردم و اعتماد به نفس رو تقویت کنید .به عنوان یک network marketer  قوی .سوما مفهوم ارتباط بالاسری و زیر مجموعه ، باهاش انس بگیرید یه بالاسری پیدا کنید که خاری در پای شما باشه .شانس موفق شدن شما خیلی بیشتر می شه

و شماره 4 چیزی که من به ان باور دارم و کل صنعت network marketing  روی آن بنا شده و روی آن برنامه ریزی شده .تمامی تیم vj و quest net  همه افرادشون رو روی این پایه بنا کردند .  

کل network marketing  یک سرمایه گذاری آزاد است شما وارد می شوید و هر کاری که می خواهید انجام می دهید شما می سازیدش و ثروتمند می شوید و تفاوتی ایجاد می کنید .ولی این ساختمان چطور ساخته شده vj چطور ساخته این شرکت رو که 8000 نفر net worker  داره و یک شرکت 400000000 $ ساخته و چطور بزرگترین شرکت در تجارت الکترونیک تبدیل شده .Mayer mint  و بانکها  و اقامتگاه ها. در موردش فکر کنید روز به روز نفرات جدید تری داریم از صفر چطور ساختنش .آیا مدیریت مشترک بود ، آیا استعداد و توانایی بود .تمام این network  و گروه های generation gold ,dream achievers, a-team ,wining team  که در سراسر دنیا وجود دارند فکر کردید چطور ساخته شدند.اینها باید روی یک چیزی بنا شده باشند که من اونو یادگرفتم و هر روز تمرین می کنم .که مقدم بر تمام چیزهای دیگر است که به اون مفهموم ارتباط می گویند .تو برنامه آموزش راهبری که دارم 3 ساعت روی این موضوع کار کردم .که به اون مفهوم ارتباط راهبری می گویند.تمام چیزایی که هست بگذارید بگم چطور شد که من از راه سخت اینو یاد گرفتم .سال 1999 که شروع به کار کردم و یک network ساختم و شروع به پول در آوردن کردم که به عمرم نداشتم داشتم از خوشحالی بال در می آوردم و جوانترین net worker  جهان بودم .در سال 2000 یکسری مشکلات در روزنامه ها به وجود آمد که تبلیغات منفی به دلیل حسادت و سیاستها رو داشتیم 99% از network  خودم رو از دست دادم و همیشه سر درگم بودم که چرا این اتفاق افتاد .رفتم پیش بالاسری و leader خودم vj و پرسیدم چرا اینطور شد .اون گفت چی داشتی می ساختی .گفتم network  .گفتم من آموزش گذاشتم و تلاش زیادی انجام دادم .آقای vj  گفت نه تو به ارتباطات سازی فکر نکردی .گفتم مگه مهمه .vj  گفت این مهمترین چیزی هست که می تونی توی network  انجام بدی .تو می خوای تو qi  موفق باشی  پس حرفه ای بشو .توی ساختن ارتباطات حرفه ای شو من تو سال 2000 یاد گرفتم و از اون موقع تا حالا هر کاری  که من کردم توی  v-team  یا هر جای دیگه اول ارتباط سازی مد نظرم بوده .

فاکتور توجه به افرادتون این میشه که اونها همیشه با شما هستند و الان می تونم جلوی هزاران نفر بایستم و بگم که اگر کوچکترین خبر منفی در روزنامه ها اتفاق بیفته کوچکترین تکونی در مجموعه من نمی افته .خبرهای منفی در روزنامه ها حتی اونها رو ناراحت نمی کنه و من می تونم network بسازم که هیچ کس تو دنیا نداشته و به روزنامه ها به عنوان یک تبلیغ برا کارمون نگاه می کنیم .تبلیغات مجانی .

این مفهوم کلی ساختن ارتباطات است .شما افراد را عضو می کنید و این تازه شروع اونهاست اونها اولش با شما نیستند.برای اینکه با اونها باشید و اونها هم با شما اونها رو راهنمایی کنید و برای اینکه اونها صحبت های شما رو بپذیرند چون شما بالاسری اونها هستید و رئیس اونها یه کم سخته .اینکه بگید من رئیسم به من گوش بدید جواب نمی ده .تنها راه اینه که به اونها توجه کنید و به طور متقابل اونها به شما توجه می کنن اونها گوش می دن اونها میان سراغتون و دنبالتون می گردن .اونها فکرشون رو از همه چیز و از همه کس خالی می کنن و در یک زمان کوتاه شما سازمان بزرگی می سازید .تو 3 سال گذشته سازمان قویتری نسبت به 2 سال اول ساختم .دوباره leader های زیادی برای خودم ساختم که به دنبال من میان و می رویم به کشورهای مختلف و روی اونها کار می کنم و من مطمئن هستم که اگر یکی از leader  ها رو بندازین تو صحرای ساحارا حداقل 3000 نفر را عضو می کنه .این ستون پایه اصلی در network marketing  است .همه اونها به شما می گن ما qi  را در سراسر دنیا گسترش خواهیم داد .مانند یک قطار پر سرعت میزنیم وسط network marketing تو دنیا کسی نتونسته اینکارو انجام بده ما 16000 نفر رو در مدت 11 ماه در مالزی عضو کردیم کاری که هیچ network دیگه در دنیا نتونسته انجام بده ما رکوردها رو شکستیم به هر کشوری می ریم منفجر میشه .ولی یه چیزی هست 2-3 ماه که کار می کنید صدا های ویزو ویز میشنویم .شرکتهایی مانند پشه .هر دفعه از مالزی و فیلیپین و هند و.... مردی میاد و یک شرکت مانند qi  می سازه و می خواد خیلی قویتر بشه ولی بعد 2-3 ماه بسته می شه .چیزی که شما باید در موردش نگران باشید شرکت های پشه ای نیست کاری که باید انجام بدین وقتی اونا میان سراغتون اینه که مانند پشه لهش کنید .اونها مانند پشه عمل می کنند دورو برتون می گردن ویز ویز می کنن.نیشتون میزنن و هر چی ردشون میکنید بازم میان سراغتون .پس بزنید لهشون کنید چون عمرشون مانند پشه کوتاه است .اونها 3-6 یا نهایتا 9 ماه باقی میمونن .اونها هزینه ای که vj   و gapa, kurt  پرداخت کردن رو نمی دونن اونها هزینه ای که v-team  پرداخت رو نمی دونن .اگر شما مایل نیستید هزینه اونو بپردازید پس ادای قهرمانارو در نیارین که می رن شرکت می زنن .شما همش تو فکر شرکت های پشه ای هستید اونها میان به شما قول می دن و باز میان و میرن و....شما به این فکر کنید آیا network  شما جذب اون شرکت پشه ای میشه یا نه .آیا leader های شما می پرن تو این شرکت ها .من میگم ممکن این اتفاق بیفته این برای من هم اتفاق افتاده تو این سالها برای خیلی ها در سراسر دنیا اتفاق افتاده ولی امروز این اتفاق نمی افته به خاطر اینکه vj  به من گفت هنر ارتباط با leader  هاتون رو یاد بگیرید و حرفه ای بشید هیچ وقت اونها از شما جدا نمی شن .حرفه ای شو در ساخت ارتباط و هیچ وقت افرادتون رو از دست نخواهید داد .این حقیقت امره ..بنابراین هر کسی که تو network از دست دادید معنی آن اینه که ارتباط خوبی با آنها نداشتید و به اندازه کافی توجه نداشتید.امکان داره leader های شما جذب اون network  ها بشن اگر اون ارتباط شما قوی نباشه .جذابیت اون شرکتها ممکن هست اونها رو جذب کنه ولی ارتباطی که شما با اونها دارین براشون جذاب تره.اعتباری که از متعهد شدن به یک network بدست میاد خیلی بالاتر و مهمتر از دید جامعه net worker  ها در دنیا است .این چیزی هست که من همیشه به leader ها می گم که اونها جذاب هستند و هی می خواهید برید سراغ اونها در حالی که باز هم شرکت های جالب تری باز می شوند و بسته میشن من اینو می دونم که برای خیلی ها در سراسر دنیا اتفاق افتاده و بعد از اینکه 2-3 تا network ملحق شدن می خوان برگردن .دیگه اون اعتبار رو ندارن که باز گردن و یک network دیگه رو شروع کنن .vj  به من گفت network با یک پایه بنا شده که اونم صداقته .من از روز اول با qi  بودم و هنوز تو qi  باقی خواهم ماند و بچه های network های qi  خواهند بود و این راهی است که شما یک تجارت طولانی خواهید داشت .این راهی است که از اون یک امپراطوری تجاری می سازید و این راهی است که پول را با دوستانتان می سازید و به این ترتیب است که leader هاتون را از طریق مالی می سازید و این هدف من است .من اینو در 3 سال گذشته بدست آوردم از طریق یک مفهوم این مفهوم هم ارتباطات است .اگر شما روی ساختن ارتباطات تمرکز کنید هیچ شرکت پشه ای نمی تونه بیاد سراغتون و ساختن ارتباطات منظور present  نیست یک چیز شخصی نیست .به نظر من ساختن ارتباطات یه چیزی شبیه نوشیدن چای است شما 6 صبح پا می شید و در مورد زندگی حرف می زنید با بچه های leader هاتون بازی می کنید ، روز خانواده دارید ،potluck  دارید به این ترتیب است که پایه ارتباطات ساخته می شود .ارتباطات توی یک اتاق آموزش ساخته نمی شود توی یک اتاق present ساخته نمی شود ، توی present  یک نفره ساخته نمی شود .ساخته می شه وقتی که زمان شخصی صرف می کنید وقتی برای  leader هاتون وقت می گذارید که از نظر شخصی به اون نزدیک بشید .اهمیت می دهید که کجا دارن می رن و میشینید و با اونها مشورت می کنید .می رید خونشون و کلی غذای خوب می خورید .بهتون قول می دم ! با بچه هاشون بازی می کنید .می فهمید اونها کی هستند .تاریخ تولدها به یادتون می مونه تو عروسی ها گل می فرستید و خلاصه با اونها هستید وقتی اونها پایین هستند شما هستید که اونها رو ارتقا می دهید .من اینو از راه سختش یاد گرفتم .ارتباطاتی که گم شده بود به این ترتیب بود که من سازمان خودم رو ساختم با یک گروه از مردم فوق العاده .و اگر از اونها بپرسید که یک شرکت پشه ای هست و سه ماه دیگه براتون مشکل ساز میشه می گن نه ! نه! ارتباطات من مهمتر از این حرفاست .صداقت من خیلی مهمتره و این چیزی است که vj  همیشه در من القا کرد .من در 3 سال گذشته که شرکتم رو می ساختم نه فقط روی 5 و 5 نه روی اعداد نه روی زوایای network  روی مفهوم ساختن کامل یک خانواده کار کردم و حالا ما می تونیم بگیم که این طرح 25 ساله است شما توی 3-4 سال بازنشسته می شید ولی هنوز می تونید به potluck  ها برید .هنوز می تونید با هم باشید با هم برید خرید کنید .حواستون باشه نمی رید بازار گردی دارید می رید خرید .متوجه هستید .به این ترتیب هست که باید زندگی رو راهبری کنید پس به یاد داشته باشید :

اولین ستون از نظر من never switch off   است مسر و مستمر باشید .1 هفته کار نکنید 3 هفته استراحت کنید .switch off ذهنی نکنید و فکرای دیگه تو ذهنتون باشه .سخته دوباره برگردید و یک نیروی اولیه دوباره بگذارید .بنابراین مستمر بمونید من تضمین می کنم موفق باشید .

ستون 2 :edification کاری که من می کنم سفر می کنم به سراسر دنیا می خوام به همه یاد بدم که می تونن قوی باشن .فکرشو نمی تونید بکنید من به زیر مجموعه هام قدرت می دم و می گم تو خیلی خوش شانسی که تو مجموعه فلانی هستی .اون یک leader  فوق العاده است .اون سخنور خوبی هست .شاید تو جمع خوب صحبت نکنه ولی از ته دلش حرف می زنه و تو خوش شانسی که تو مجموعه اون هستی .فقط اینو یاد نگیرید تمرین کنید .و به مرحله عمل برسونید .بعد 3 ماه متوجه می شید توی کل network تون چه اتفاقی می افته .

ستون 3: ارتباط بالاسری و زیر مجموعه .راحت باشید با این مفهموم .اگر بالاسری فعال ندارید یکی رو الان پیدا کنید .با یک نفر کار کنید .از اون بخواهید ، با یکی مشورت کنید . یک نفر که در حال حاضر موفق بوده به        v-team  مراجعه کنید .به سر تا سر دنیا می ره و عمل می کنه .

و آخرین نکته البته این به این معنی نیست که مهم نیست .

تقاضای من اینه که اگر می خواهید چیزی بسازید کاری کنید که برای 25 سال بمونه .اگر می خواهید چیزی بسازید که ازش بچه هاتون استفاده کنن .آینده قدرتمند برای خودتون و خانوادتون و تیم خود بسازید و اونو روی پایه ارتباطات بسازید .به خاطر اینکه qi , qn ,v-team , goldquest , qvi  شرکت های مشترک نیستند ولی همه یک خانواده هستند باور کنید یا نه ما یک خانواده بزرگ و خوشحالیم و به خاطر اینه که می ریم به سراسر دنیا و زندگی ها رو تغییر می دیم .تفاوت ایجاد می کنیم و رکورد ها رو مشکنیم .به طوری که توسط هیچ شرکت دیگه ای انجام نمی شه .اگه leader هاتون رو نگه دارید اونها می مونن و سراغ شرکت های پشه ای نمی رن و شرکت های پشه ای باقی نمی مونن .

Vj می گه با اینکه ما موفقیت زیاد داشتیم ولی هنوز در ابتدای کاریم .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

دکتربیژن بید آباد صاحب نظری است که جدا از گرایش های قومی و قبیله ای اقتصاد سیاسی ایران برای نخستین بار پول جوئی شبکه ای را به نقد و بررسی کشانده است.

*چه نامی روی فعالیت شرکت هائی نظیر گلدکوئست می توان گذاشت؟
فعالیت های گلدکوئست و افرادی که به این نوع فعالیت ها جذب می شوند عملا مشتمل بردونوع فعالیت اقتصادی است. فعالیت اول عمل خریداری سکه یادگاری (کلکسیونی) طلا یا سایر کالاها است. این عمل به عنوان خرید طلا تلقی شده که ازلحاظ مبحث انتظارات عقلایی در اقتصاد که مبحث مهمی در قیمت گذاری آتی کالا به شمار می رود، کالایی است که قیمت آن در آتیه رو به رشد خواهد بود زیرا عرضه هر کدام از کالاهای گلدکوئست براساس تعداد معین و محدود بوده و عرضه آنها بیش از مقدار مشخص شده افزایش نخواهد یافت. همانطور که محدود بودن آن را بانک های مختلف مشخصا تایید کرده اند. به عبارت دیگردر بخش اول این فعالیت فرد یک کالا یا سکه ای را خریداری می کند که انتظار دارد قیمت آن درآینده افزایش یابد. بخش دوم از فعالیت فعالان گلدکوئست به شیوه ای از بازاریابی ختم می شود که براساس اینکه فرد چند سکه یا جواهر یا کالاهای دیگر شرکت گلدکوئست را طبق شرایط خاصی بفروشد مبالغی به عنوان شرایط ضمن عقد تلقی شده و به خریدار طی جلسه ای تفهیم می شود که هم وجاهت شرعی و هم وجاهت قانونی دارد. بدین ترتیب هر فعال بازاریاب گلدکوئست اقدام به دو عمل مشخص خرید و بازاریابی کالاهای شرکت مزبور را می کند فعالیت نوع اول بیع صرف و فعالیت نوع دوم جعاله و حق العمل کاری نامیده می شود این دو معامله هم در فقه اسلام مشروع است و هم در قانون ایران معارض حقوقی ندارد و در قانون
تجارت نیز پذیرفته شده است. چنانچه خرید سکه به سایر کالاهای شرکت گلدکوئست نظیر خرید خدمات اقامت در هتل ها (
vacation) و خدمات اشتراک اتصال به اینترنت (iconnect) تعمیم یابد درطبیعت معاملات فوق تغییری ایجاد نمی شود.

*آیا تجارت های گلدکوئست منجربه ضربات مالی به اقتصادکشور یا خروج ارز از کشور می شود؟
واردات کالا باعث خروج ارز از کشور می شود اگر این موضوع را مد نظر قرار دهیم در سال، به خصوص سال های اخیر ارقامی بین 40-30 میلیارد دلار خروج ارز از کشور داشته ایم ولی در قبال این خروج ارز کالاهای زیادی وارد کشور شده است. در قبال خرید از شرکت گلدکوئست نیز همین طور کالا و خدمات به کشور باز می گردد. واردات از گلدکوئست شامل دو دسته کالا می باشد، که کالای اول طلا و جواهرات است و کالای دوم می تواند خدماتی از موارد مذکور در فوق باشد. طلاهای شرکت گلدکوئست علی القاعده ارزشی بیش از بهای وزن فلزی آن دارد و از طرفی دیگر آینده پر قیمت تری نیز برای خود محتمل نموده است. واردات طلای گلدکوئست باعث می شود تا ارزش کالای وارداتی ما در سالهای آینده بیش از ارزش خریداری شده آن نیزشود. اگربرفرض محتمل که هیچ بعید هم نیست قیمت طلاهای گلدکوئست – همانند قیمت سکه های گلدکوئست طرح امام خمینی که به بیش ازسه برابر قیمت افزایش یافت _ عملا ارزش واردات طلای گلدکوئست نیز افزایش یابد یعنی با واردات طلای گلدکوئست نه تنها خروج ارز نداشته ایم بلکه بیش از ارزش معامله نیز واردات ارزی داشته ایم. در مجموع اینکه می گویند خرید طلای کلکسیونی باعث خروج ارز می شود شاید تا حدودی تنگ نظری و عدم توجه به مسایل تجارت طلا در سطح بین المللی باشد. نوسان قیمت طلا یک پدیده قطعی است و نمی توان همچنان مطمئن بود که قیمت طلا افزایش خواهد یافت. به دلیل اینکه عرضه طلا در جهان روند بطئی افزایشی دارد ولی قیمت طلاهای گلدکوئست بدلیل حق ضرب محدود آن قابل افزایش در آرم ( سمبل ) ضرب شده نیست و این مزیت طلای گلدکوئست یا هر طلای کلکسیونی یا یادگاری است.

*برخی می گویند این تجارت به دلیل آنکه کالایی تولید نمی کند توجیه یا ارزش اقتصادی ندارد و فعایت کاذب است، نظر شما چیست؟
واژه فعالیت کاذب اصطلاحی است که افراد ناآگاه به ادبیات اقتصادی آن را به کار می بندند. این واژه در متون اقتصادی علمی مورد استفاده ندارد و اصولا این نگرش یک نگرش غلط اقتصادی است. برای مثال تمام فعالیت فعالیت بازرگانان اعم از بازرگانی خارجی و بازرگانان داخلی در زمره فعالت های خدماتی می گنجد.کلیه بارزگانان بدون اینکه فرایند پردازش جدیدی بر کالاها اعمال کنند اقدام به خرید و فروش کالا می کنند. آیا عمل آنها غیر اقتصادی یا کاذب است؟ و آیا آنها با این عمل مرتکب ایجاد ناهماهنگی وسوء رفتار درفرایند تخصیص منابع شده اند؟ مسلما پاسخ این سئوالات منفی است. در فعالیت های بازرگانی طیف وسیعی از معاملات وجود دارد که خرید و فروش طلا یک شق مشهور از آن است. اگر بخواهیم از این دیدگاه تنگ نظرانه خرید و فروش طلا را انحرافی در فعالیت های اقتصادی بدانیم باید کلیه زرگرها و صراف ها و معامله گران ثانویه سهام و اوراق بهادار و حتی فیش موبایل و ارزهای خارجی و فلزات گران بها و... را منحرف و کاذب بشناسیم زیرا همه در این گروه می گنجند. شاید غلط نباشد که بگوییم این دیدگاههای انحرافی چپ به نحوی بازمانده دیدگاههای سوسیالیستی بین دو جنگ اول و دوم جهانی است.

*آیا در آمد ناشی از این تجارت باد آورده و بدون زحمت است؟
این سئوا ل بسیار انحرافی است. آیا در آمدهای ناشی از خرید و فروش سکه بهار آزادی بادآورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمدهای مربوط به تجارت سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبک
network marketing یا multi level marketing (MLM) عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکه ای متحمل می شوند تجارتی است که در اثر تلاش های آنها به ثمر می رسد. در طبقه بندی گلدکوئست شاخه هایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد می گیرند که چگونه فعالت های بازاریابی سیستماتیک انجام دهند.این فعالیت ها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله رقمی حدود 10 درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی می گردد.

*آیا فعالیت گلدکوئست موجب فریفتن افراد نمی شود؟
کلاهبرداری تدلیس و یا پنهان کردن عیب کالا هنگام معامله و مغبون ساختن خریدارهمه
می تواند منجر به فسخ معامله شود. اینها ا زمباحث خیارات در حقوق است و ازلحاظ فقهی و حقوقی دامنه وسیعی را دربرمی گیرد. ولی نمی توان این موارد را به بازاریابی شبکه ای نسبت داد. نمی توان به سادگی یک معامله تجاری را یک کلاهبرداری تلقی کرد و یا اتهام کلاهبرداری یا فریفتن به آن داد. ازلحاظ حقوقی کلاهبرداری تعریف خاصی دارد که باید همراه با فریفتن طرف معامله باشد که این موضوع درمعاملاتی نظیرگلدکوئست صادق نیست براساس ضمائم اینترنتی گلدکوئست کلیه شرایط عقد به خریدارعرضه شده و خریداربا کلیک کردن برروی د کمه " موافق هستم (
I agree) " تمام شرایط معامله را قبول می نماید. کلاهبرداری زمانی اتفاق می افتد که نقصی یا عیبی دریکی از اجزای معامله وجود داشته باشد بازاریابان گلدکوئست دقیقا ضمن جلسه ای یکساعته جزئیات خرید ازاین شرکت و نحوه اعطای امتیازات بعدی در اثر بازاریابی را برای خریدار تشریح می کنند.

*پس اینکه می گویند ارزش سکه های گلدکوئست گرانتراز ارزش طلای آن است آیا این یک نوع گرانفروشی نیست؟
تعریف گران فروشی این است که کالایی را به قیمتی بیش از ارزش بازاری آن بفروشیم. ارزش بازاری یک کالا قیمت آن کالاست که در سایر معاملات بکارگرفته می شود.
سکه های گلدکوئست حاوی دو بخش ارزش کالایی هستند : 1- ارزش فلزی کالا
2- ارزش سمبولیک و کلکسیونی آن. برای مثال وزن سکه های بهار آزادی کمی بیش از 8 گرم می باشد اگراین عدد رادر قیمت طلای شمش ضرب کنیم قیمت سکه بهار آزادی بسیار گرانتر از قیمت طلای آن خواهد شد.
آیا خرید و فروش سکه بهار آزادی کلاهبرداری است؟ مسلما خیر. مثال دیگری بزنم، می دانید که سکه ربع بهار آزادی از لحاظ وزنی برابرربع یک بهار آزادی کامل است ولی همواری می بینیم 4 ربع بهار آزادی ارزشش حدود 20 درصد از یک بهار آزادی کامل گرانتر است درصورتیکه وزن طلای 4 ربع بهار مساوی با یک بهار کامل است.

*آیا خرید و فروش سکه ربع بهارآزادی کلاهبرداریست؟
به نظر نمی رسد که چنین چیزی باشد. خرید و فروش ربع بهار آزادی به دلیل کاربرد
هدیه ای آن، این ویژگی تقاضا را به این سکه داده است. ا لبته اگراتهام کلاهبرداری به نحوی مربوط به خدشه رسانیدن به شرایط معامله باشد مسلما مشمول این اتهام می شود برای مثا ل : اگریکی از بازاریابان وعده تحویل کالای گلدکوئست را داده باشد و در این کار عمدا سستی کند یعنی کالای فروخته شده را به خریدار تحویل ندهد مرتکب تخلف کلاهبرداری شده است. این تخلف ربطی به مکانیزم فعالیت های بازاریابی شبکه ای یا تجارت های مشابه ندارد بلکه تخلفی فردیست و باید با آن برخورد شدید قانونی نیز کرد

*آیاتجارت سکه های گلدکوئست خلاف شرع است و آیا فتاوای داده شده دراین باب، باعث ممنوعیت فقهی این تجارت است؟
عده ای طبق شرایط مشخص در عقد بیع اقدام به خرید سکه می کنند و در عقد جعاله دیگری حق الجعاله دریافت می کنند و سکه های فروشنده را به خریدار می فروشند. این دو بخش عمل هر دو جایزاست. آیه 32 سوره اعراف می فرماید :
«من حرم زینه الله اخرج لعباده و الطیبات من الرزق »
دراین آیه خداوند، سرزنش می کند کسی را که حرام کند زینت خدا را از مصرف رزق و کالاهایی که برای بندگانش پاک قرار داده است. مسلما هیچ کس برخلاف قرآن رأی صادر نمی کند، حتی معصومین علیهم السلام می فرمایند : اگر حدیثی از مانقل شد که با قرآن مطابقت نداشت آن را بردیوار بزنید ( و باطلش دانید ). قول و نظر و رأی و فتوا که جای خود دارند. خداوند فرموده :
« و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الظالمون و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الکافرون و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الفاسقون »
یعنی خداوند آنانی که ا ز پیش خود حکم می دهند ظالم و فاسق و کافر می شمارد. براین اساس است که فقهای عظام از صدور فتوا همواره محترزند ودرطریق استفتا و فتوا اعلام
می دارند فتاوای صادره بر مبنای احوط است. یعنی نظر عالم بر این است و این حکم خدا نیست و فقط تابعین آن مجتهد از باب ارادت به او از وی تقلید و تبعیت می کنند و همه علمای اعلام کتبا در رساله های خود به این موضوع معترف و مقرند و درثانی فرمایشات فقها و علمای عظام برای عموم ( به استثنای مقلدین آنها ) لازم الاتباع نیست مگر فتاوای آن دسته از علمایی که از معصوم اجازه و نص صریح داشته باشند. درقرآن کریم آمده است :
«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم »
یعنی اطاعت کنید از خدا و رسول و صاحبان امر از میان خودتان را.
معاملات در بازاریابی شبکه ای نه اکل مال غیر به باطل است ونه ربوی و غرری و نه قمار است بلکه بیع صرف است و جعاله و حق العملکاری و معاملات اخیر حلال هستند و
حلال محمد صل الله علیه وآله وسلم حلال الی یوم القیامه.

*آیا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکه ای از لحاظ قانونی جرم تلقی می شود؟
بر اساس اصل 46 قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و
هیچ کس نمی تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. دراصل 47 قانون اساسی آمده است : مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل 9 قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکه ای طبق اصل اخیر قابلیت تنفیذ قانونی آن با اشکال رو برو خواهد بود.

*آیا فکر نمی کنید که مخالفت با این تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟
در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاست گذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاست های قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی می کردند تا مبادا کالایی را ازطریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات 1382 کلیه محدودیت های صادرات لغو می شود. زمانی خرید و فروش ارز به عنوان قاچاق محسوب می شد و معامله گران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسائل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلا خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خریدو فروش ویدئو، خوردن خاویار, خریدو فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو خواندن تصنیف های شبیه... در رسانه های جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلوزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود و بعد به تدریج آزاد شد.حالا از شما سئوال می کنم آیا اگراز امام عصر عجل الله تعالی فرجه استسفار
می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا می توان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلما این طور نیست. پس سئوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رأی است و رأی ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.

به نقل از روزنامه پول
یکشنبه 26 تیر 1384
گفتگو با دکتر بیژن بید آباد

منبع : NMS.ir

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

مطلبي كه در اختيار داريد از تلاش و تحقيق نظريه پردازان و موسسين نتورك ماركتر بزرگ دنيا از جمله ريچارد پو نويسنده كتاب موج چهارم ، و دكستر ،ديگر غول نتورك دنيا جمع آوري شده است تا اطلاعات مفيدي در مورد مشخصات يك كمپاني نتورك با ديگر كمپاني ها را تشخيص دهيد .

در كتاب موج چهارم ( Wave 4) ، نتورك ماركتينگ در قرن بيست و يكم و كتاب قبل از ورود چگونه انتخاب كنيد ( Entrance How to choose before ) مطالبي در مورد يك كمپاني نتورك ماركتر موفق آمده است كه خلاصه اين مطالب ميتواند راهگشاي مفيدي براي شما و اعضاي مجموعه شما باشد.

بطور كلي و بر اساس قوانين نتورك ماركتينگ در دنيا يك كمپاني نتورك ماركتر بايد چند مشخصه اصلي را دارا باشد :

1.      1.    بايد بين المللي باشد و همينطور از اعتبار جهاني برخوردار باشد ، يعني اگر محدود به يك مكان يا كشور خاص يا فقط بر طبق مشخصات فرهنگي و اجتماعي يك كشور باشد ، محكوم به شكست و تعليق در همان محل محدود خواهد بود . و شامل قوانين جهاني Network Marketing نخواهد بود.

2.      2.    محصولات ارائه شده توسط كمپاني بايد بصورت Network Marketing قابل عرضه باشد، يعني بر طبق قوانين جهاني Network Marketing، يك كمپاني Network Marketer فقط ميتواند محصول خود را در يك Step بصورت Partial ارائه نمايد نه بيشتر و آن هم در زماني كه مشتري قادر به پرداخت باشد بايد محصول را ارائه دهد . قابل توجه است كه كمپانيهايي كه محصول خود را در دراز مدت و اقساط زياد ارائه مي كنند Network Marketer نيستند و فقط از تصاعد براي بدست آوردن پول استفاده ميكنند و محصولي كه ارائه ميشود نسبت به اعضايي كه وارد ميشوند درصد بسيار جزئي است . مثلا بعضي از كمپاني ها محصول شان را در تعادل 168 به 168 ارائه ميكنند اين بدان معناست كه   337  =  1 + 168 +168  نفر كه وارد مجموعه شده اند فقط يك محصول ارائه ميشود و اين با تعريف Network Markting كه رساندن مستقيم محصول از كمپاني به مشتري است متناقض است .

3.      3.    قيمت محصول ارائه شده بايد بر طبق استانداردهاي جهاني تعيين شده باشد يعني بر اساس مواد اوليه مصرفي ، هزينه هاي توليد ، هزينه هاي كمپاني و ميزان كميسيونهاي پرداختي تدوين شده باشد و نمونه كالاي ارائه شده با كالاي مشابه تفاوت قيمت آنچناني نداشته باشد . ولي در بعضي از كمپاني ها مخصوصا كمپانيهايي كه محصول مجازي يا نرم افزارهاي مختلف ارائه ميكنند قيمت كالاهاي ارائه شده با ميزان كارايي كمتر گاها 180 برابر كالاي مشابه و قابل دسترس مي باشد در ضمن استفاده از آن در شرايط خاص امكان پذير مي باشد .

4.      4.    ريچارد پو در كتاب موج چهارم Network Marketing در قرن بيست و يكم مي گويد : كمپانيهاي زيادي به روش Network Marketing پا به عرصه وجود مي گذارند و اين را مديون موفقيت كمپانيهايي هستيم كه پايه گذار اين صنعت شده اند .

به طور آماري كمپانيهايي كه از Network Marketing استفاده ميكنند دو دسته اند :

1.      1.    كمپانيهايي كه موفق به ادامه فعاليت ميشوند .

2.      2.    كمپانيهايي كه عمر كوتاه مدتي دارند .

ريچارد پو موفقيت كمپانيهاي Network Marketing را به عوامل مختلف نسبت ميدهد از جمله : امانتداري كمپانيها و صداقت موسسين در بدو تاسيس كمپاني و نحوه صحيح كميسيون ، تعيين قيمت مناسب اوليه كالا ، براي اشباع نشدن و ... ريچارد پو ميگويد : بعضي از كمپاني ها از تصاعد فقط براي بدست آوردن سودي كلان و كوتاه مدت استفاده ميكنند و به آينده آن كمپاني و افراد خريدار اهميت چنداني نمي دهند .

ريچارد پو عمر آينده اين كمپاني ها را بين يك تا نهايتا سه سال ميداند و ميگويد : بدليل موفقيت بعضي كمپاني هاي Network Marketing ديد عموم نسبت به Network Marketing بر خواهد گشت و افراد ديد مثبتي نسبت به كمپاني هاي Network Marketing پيدا خواهند كرد و اين فضا را براي عده اي كه ديد كوتاه مدت براي راه اندازي يك كمپاني Network Marketing را دارند مساعد خواهد كرد . به گفته پو قدرت كمپاني هاي Network Marketing در پنج سال اول كاري مشخص مي گردد . چرا كه يك كمپاني در 2 سال اول فعاليت خود ، بيش از 50 درصد احتمال شكست دارد و كمپاني كه 5 سال از عمرش بگذرد و فعاليتش ادامه يابد درصد شكستش 1 درصد خواهد بود و همينطور روند رو به رشد اين كمپاني اگر پس از 5 سال بيشتر از روند قبل از 5 سال باشد دليل بر قدرت آن كمپاني – امانتداري – تجربه عملي – Plan موفق و قدرت آموزش صحيح آن كمپاني و تعهد افراد عضو به يكديگر و همينطور به كمپاني است .

زيرا كمپاني Network Marketer در طول فعاليتش با نوسانات مختلف سياسي – اقتصادي – اجتماعي – فرهنگي و ... مواجه ميشود و هر كمپاني كه در طول 5 سال بتواند فعاليت موفقيت آميزي داشته باشد جاي پاي خود را به عنوان يك كمپاني موفق و هميشگي تثبيت كرده است و بين 4000 كمپاني Network Marketer در دنيا تعداد كمپانيهايي كه از اين موضوع سربلند بيرون آمده باشند از تعداد انگشتان دست فراتر نمي روند . كمپاني هايي مثل Amways از سال 1959 ، Biznat Sky Blue FLP با بيش از 16 سال سابقه و كمپاني Gold Quest با بيش از 7 سال سابقه از معدود كمپاني هايي هستند كه پس از 5 سال قادر به ادامه حيات بوده اند . بطوريكه كمپاني مايكروسافت از گلدكوئست بعنوان غول Network Marketing دنيا نام ميبرد . بنابراين ريچارد پو براي انتخاب يك كمپاني Network Marketer عوامل مختلف از جمله سابقه يك كمپاني – گذشت بيش از 5 سال از فعاليت كمپاني – اعتبار كمپاني – سادگي Plan كمپاني رابراي وارد شدن به يك كمپاني Network Marketer موفق الزامي ميداند .

بعضي از كمپاني ها در بدو ورود شرايط خوبي را براي جذب افراد برمي گزينند . از جمله ادعاي سود بيشتر – تعداد جايگاه بيشتر و پرداخت كميسيون جذاب در Step اول .

در صورتيكه پرداخت سود به يك فرد در دراز مدت در كمپاني به هيچوجه قابل محاسبه و تخمين نيست و سرمايه كمتر براي وارد شدن دليل بر سود بيشتر در دراز مدت نميباشد ، چرا كه كمپاني هايي با سرمايه اوليه ي ورود حدود 30 دلار بيشتر از 2 سال دوام نياورده اند و ميزان كميسيون پرداختي بر اساس مبلغ اوليه وارد شدن منطقي مينمايد . اين كمپاني ها دريافته اند كه براي خيلي افراد بدليل عدم شناخت Plan و عدم آگاهي دريافت كميسيون در مرحله اول جذابيت زيادي دارد و به همين دليل در قدم اول كميسيون زيادي پرداخت ميكنند ولي در Step هاي بعدي پرداخت كميسيون ثابت خواهد بود معمولا اين كمپانيها در ابتداي ورود محصولي پرداخت نميكنند و از پول دريافتي از اشخاص تازه وارد كميسيون را پرداخت ميكنند بدون اينكه كالايي ارائه كنند و يا كالاهاي ارائه شده ارزشي ندارد .

با در نظر گرفتن شرايط ايده آل در اين كمپاني ها از هر 400 نفر 1 نفر محصول دريافت ميكند و اين در حالتي ممكن است كه تصاعد كامل انجام شود در صورتيكه بصورت آماري و در واقعيت ، از هر 1000 نفر 1 نفر محصول دريافت ميكنند . يعني عملا كمپاني ، با 50 عدد محصول مي تواند 50000 عضو را در Plan ، Network  خود جاي دهد و بطور متوسط از مبالغ دريافتي ، از 50 نفر 250 دلار كميسيون پرداخت ميكند .

بعضي از كمپاني ها از قيمت بسيار پايين براي راه اندازي Network خود استفاده مي كنند و اين اشباع شدن مجموعه را در كوتاه مدت ميسر مي سازد و اين كمپاني ها نمي توانند عمر طولاني داشته باشند . بر طبق تحقيقات انجام شده بر روي فرهنگ و ميزان درآمد ملل مختلف فقط در صورتي كه محصول يك كمپاني بالاي 300 دلار باشد امكان دوام آن پس از 5 سال امكانپذير است چرا كه در غير اين صورت رشد كمپاني در 2 سال پس از فعاليت به حال تعليق در خواهد آمد و عده زيادي كه پول پرداخت كرده اند و فعاليت نكرده اند يا موفق نشده اند باعث ايجاد مشكل براي كمپاني خواهند شد و فعاليت كمپاني را فلج خواهند كرد اين قضيه براي كمپاني هايي كه بابت پول دريافتي محصولي نيز پرداخت نمي كنند يا پرداخت محصول خود را منوط به فعاليت در چندين Level ميدانند بسيار مشكل آفرين خواهند شد و نيز بدليل مبلغ ورودي پايين افراد تجارت را جدي نمي گيرند و براي آموزش هم وقتي صرف نمي كنند و سرعت مجموعه باعث جلوگيري از همانندسازي و ساختن ليدر ميشود .

ريچارد پو قدرت يك مجموعه Network Marketing را به تعهد افراد آن و شناخت كافي از كمپاني و Plan آن ميداند . ( جالب اينجاست كه بدانيد مايكروسافت از گلدكوئست به عنوان نتوركي ياد كرده كه تحت هيچ شرايطي امكان باز داشتن آن نيست و ويجي آن را به اسبي تشبيه كرده كه وقتي سوارش ميشوي و دور ميگيرد ديگر قادر به پياده شدن از آن نيستي .) تجربه نشان داده است كه يك فرد در Network Marketing بطور ميانگين توانايي حمايت از 4 نفر را دارد . بنابراين تعداد جايگاههاي منطقي در بدو ورود براي هر شخص مي تواند بين 2 تا 4 جايگاه باشد و عملا جايگاههاي بيش از اين تعداد كارايي نخواهد داشت . چون هر فرد تا به سود رساندن هر كدام از اعضاي مجموعه اش به او متعهد است كه او و مجموعه اش را به سود برساند . ( ريچارد پو Network Marketing را در دو معني خلاصه ميكند : خواستن و تعهد . و تعهد را بصورت مختلف بيان ميكند:

الف : تعهد به خود و خواسته هاي خود .

ب : تعهد به شغل و كار خود .

ج : تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .

پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :

دسته اول : افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر .

دسته دوم : افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند . به گفته اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبي عقب ميماني !! آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه آنان شده اند براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .

دسته سوم : افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگي ميكنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند . )

در يك مجموعه نتورك ، مجموعه اي كه 4 شاخه اش در حال رشد باشد توان مديريتي بالايي را مي طلبد . بعضي از كمپانيها از تعداد زياد جايگاه كه به افراد تازه وارد ميدهند به عنوان دليل بيشتر سود دار بودن به افراد ياد مي كنند درصورتيكه عملا بين 2 تا 4 جايگاه افراد ميتوانند به رشد برسند و جايگاههاي ديگر عملا براي هميشه غير فعال خواهند بود چون هر شخص با هر تعداد جايگاهي كه دارد بايد  1 + n  نفر فرد را وارد مجموعه كند و او را حمايت تا به سود برسد . مثلا اگر فرد در بدو ورود 7 جايگاه بصورت تصاعد اختيار داشته باشد بايد 8 نفر را وارد مجموعه كند و آن 8 نفر هم 8 نفر را و اين امر عملا غير ممكن است و معمولا افراد مي توانند بين 2 تا 4 بازوي خود را فعال كنند . ولي اين امر براي بعضي كمپاني ها كه مي خواهند امتياز بيشتري را به نسبت كمپاني هاي ديگر نشان دهند در بدو ورود جايگاههاي زيادي را به فرد مي دهند تا براي افراد جذابيت بيشتري براي ورود داشته باشد و اين را دليل بر كميسيون بيشتر ميدانند در صورتيكه عملا تمام جايگاههاي بالاي 4 تا بدون استفاده خواهد ماند و فقط بعنوان يك روش براي جذب افراد در مقايسه با كمپانيهاي ديگر استفاده ميگردد .

در بعضي از كمپانيها محدوديت زماني براي استفاده از محصولات ( بطور مثال محصولات خدماتي ) وجود دارد و اگر در زمان مثلا 1 سال محصولات استفاده نشود محصول از بين خواهد رفت و اگر هم استفاده شود بايد براي باقي ماندن در چرخه دوباره از محصول خريداري كرد . و نيز در كمپاني ها اگر هر سال اين محصولات بصورت محدود خريداري نشود عملا شخص از گردونه خارج خواهد شد . بنابراين بايد هر ساله يا پس از اتمام اعتبار محصول قبل از يكسال ، از همان محصول بالجبار خريداري كند تا بتواند در جايگاه خودش باقي بماند و  با فرض اينكه اين كمپاني ها تمام شرايط يك كمپاني Network Marketing را داشته باشند ، اگر در يك روند 20 ساله در نظر بگيريم بابت يك محصول در 20 سال بايد بيشتر از 20 بار پول پرداخت كنيم ، در صورتيكه خريد محصول بايد به اختيار خود شخص باشد نه به اجبار ،در ضمن اگر عمر اين كمپاني ها به 20 سال بكشد . 

يكي از ويژگيهاي Network اينست كه محصولاتي كه ارائه مي كند مختص گروه خاص با يك ويژگي خاص نباشد تا دوام و سود دهي تضمين شده اي داشته باشد و بايد همه پسند و همه فهم باشد . همينطور قدرت يك Network به طرح ساده و قدرتمند آن است و كمپانيهايي كه راههاي پيچيده و غير قابل فهم دارند معمولا با ايجاد ابهام در طرحها سعي در فرار از پرداخت كميسيون در قسمتهاي مختلف پرداخت كميسيون دارند و با اگرها و شرايط خاص اعتقاد اعضا را در فعاليت با شك مواجه ميكنند .

در بسياري از طرحها هدف پول است ولي در QI پول وسيله است . شعار QI اين است كه :

بپاخيز تا بتواني به همنوعت كمك كني و به گفته يكي از بزرگان به اين معتقديم زماني كه انسان بپاخيزد كائنات نيز به ياريش مي آيد و اتفاقي رخ ميدهد كه معمولا رخ نميدهد .

ما مفتخريم كه كمپاني QI تمامي قوانين Network را شامل مي باشد .

ما مفتخريم كه كمپاني QI باعث شناخت Network Marketing به جوامع مختلف گرديد .

مامفتخريم كه فرهنگ ، تعهد و انسان سازي را به جامعه هديه ميدهيم و ما مفتخريم كه قدرتمندترين تيم آموزشي دنيا كه حاصل تجربه 12 ساله موسسين اين كمپاني است را در اختيار داريم .

دليل رشد بعضي از كمپانيهاي موجود، آموزشهاي QI است و ما مفتخريم كه در زمره 5 كمپاني برتر دنيا در زمينه مشتري داري به همراه كمپاني هاي Sky Blue FLP Amway هستيم .

اميدواريم كه مطلب حاضر بتواند شما را در ساختن سازماني قدرتمند ، متعهد و جهاني ياري كند .

موفق باشيد .

منبع:B-TEAM

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

پک کامل آموزش به زبان فارسی در موضوع QUEST VACATION

به دست گروه آموزشی FIRE TEAM تهیه شده است .

متقاضيان می توانند با اين وبلاگ برای دريافت اين پک تماس بگيرند .

 

لينک وبلاگ اين گروه FireTeam

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

دوستان و همكاران محترم

مي خواهم پرده از حقيقتي بردارم كه حقيقت آن، لاشه متعفن و بدبويي است كه حال هر كسي را بر هم مي زند.

 

باز هم گلدكوئست و ميزگردهاي تلويزيوني

 

همه ما مي دانيم كه دولت ايران توافق كرده بود كه مبلغ يك ميليون دلار به صورت اقساط 50000 دلاري از كمپاني گلدكوئست دريافت كند و باز همه ميدانيم كه دولت ايران تصميم گرفته زير قولش بزند و اين مبلغ را يكباره از گلدكوئست بگيرد و اما مي رسيم به اين مطلب كه چگونه مي شود زماني كه توافقنامه اي امضاء شده آنرا نقض كرد؟ و اين همان لاشه بد بوي ماجراست.

اگر در كشور ايران شكايتها بالا رود دست دولت باز مي شود و ميتواند به بهانه شكايات افراد هر توافق نامه اي را منحل كند. طبق آخرين اخبار، دوستان و همكاران گلدكوئستي من در سراسر ايران جلسات آموزشي را براي بچه ها و زيرمجموعه هاي خود برقرار مي كنند و درك و اطلاعات افراد را بالا مي برند و همين موضوع باعث شده هيچ شكايتي به شكايتهاي سال پيش اضافه نشود و حتي تعداد زيادي از افرادي كه از سال پيش شكايت كرده بودند از شكايت خود صرف نظر كردند. و به همين دليل دست دولت ايران در حنا مانده و مي خواهد هر طوري كه شده آمار شكايات را بالا ببرد. و اما دلايلم را باز گو مي كنم.

 

( خودتان كلاه خود را قاضي كنيد و قضاوت كنيد )

 

1-    كمپاني گلدكوئست 2500 محصول را به دست دولت ايران داده و دولت ايران اعلام كرده تا زماني كه مبلغ مورد نظر را از كمپاني تحويل نگيرد محصولات را به افراد تحويل نمي دهد. نرسيدن محصول به دست افراد ،باعث شك كردن افراد مي شود و خب خدا را شكر وجود جلسات اين شك ها را از بين مي برد.

 

2-    وجود جلسات باعث جلوگيري از شكايات و بالا رفتن اطلاعات اعضاء مي شود و خب اين به صلاح دولت ايران نمي باشد. هر طوري كه شده مي خواهند ذهن عموم را نسبت به اين موضوع بد كنند و از گفتن اين جملات دروغين هم ترسي ندارند ( ترس از من و شما كه نه ! از خدا هم نمي ترسند )" در اين جلسات پنهاني كه در خانه ها برگزار مي شود دختر ها و پسرها رابطه هاي نامشروعي پيدا مي كنند."

من 28 سال است كه خاله ام را به اسم " خاله " صدا مي زنم ولي در جلسات خانگي او را به فاميل صدا مي كنم و اين امر براي تمام ما گلدكوئستيها مهم است " در زمان جلسات شوخي نداريم و در مورد كارمان به صورت جدي بحث و گفتگو مي كنيم."

 

3-    بي اعتبار نشان دادن محصولات. آقاي كاتوزيان كه به اصطلاح خود را درس خوانده از اروپا نشان مي داد مي گفت اين محصولات مثل يك هديه است و اينها بيش از 150 هزارتومان ارزش ندارند. يكي نيست بهش بگه : آدم حسابي به چه دليلي اين صحبت را مي كني و آيا عقل سليم تو همين قدر درك داره كه يك محصول را فقط به قيمت مواد اوليه اش حساب كني. اصلا گيريم كه اين محصولات در آينده ارزش افزوده پيدا نكند ، ولي آيا صنعت بكار رفته ، هنر بكار رفته در محصول ، هزينه ضرب آن ، هزينه سمبليك محصول ، هزينه گارانتي بانك و غيره آنرا ميتوان انكار كرد و آيا همين جناب كاتوزيان ميتواند با هزينه 150 هزارتومان تنها و تنها يكي از محصولات اين كمپاني را به بازار ارائه دهد. ( راستي خودمونيم ، من كه به اين شخص راي نداده بودم ولي اگر اين كار را كرده بودم تا آخر عمر، خودم را نمي بخشيدم. )

 

4-    نقره داغ كردن موضوع و ربط مسئله به مجلس. بايد و بايد موضوع را مهم تر جلوه دهند و در اذهان عمومي اين مسئله را مشكل بزرگ بشناسانند.

 

5-    گفتن تعداد شكايات قبلي از گلدكوئست. آقاي كاتوزيان ديگه انقدر جو گير شده بود كه ديگه نمي توانست جلوي خود را بگيرد و حتي شكايات افراد را از كمپاني AMWAY نيز بيان مي كرد . طفلي فكر مي كرد چقدر داره حرفهاي گنده گنده ميزنه ،داشت با اين جور حرفها رو فضا سير مي كرد كه مهندس مدني با اشاره بر اينكه "شكايات افراد نمي تواند دليلي بر بد بودن مسئله داشته باشد " ضد حال بزرگي بر پيكره فضا پيماي ايشان وارد كرد. و براي اطلاع عموم بايد بگم كه كمپاني AMWAY بيش از 50 سال ، قدمت دارد.

 

 

دوستان خوب و همكاران محترم

اگر ما خانه خود را ويران نكنيم دشمن هرگز نميتواند خانه مان را ويران كند.

تا ما در را بر روي دشمن باز نكنيم دشمن هرگز نميتواند آنرا باز كند.

اگر به كارمان ايمان داشته باشيم هيچ دشمني نمي تواند از آب گل آلود ماهي بگيرد.

 

منبع : B-TEAM

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

 حتما شما هم این جمله را بارها شنیده اید که (( حقیقت هیچگاه پنهان نمی ماند ))

 اگر کسی  بخواهد یک حقیقت و یک مسئله منطقی را وارونه جلوه دهد ، هر چقدر هم در ظاهر با دلیل و مدرک پیش رود ، باز هم گوشه هایی از آن حقیقت منطقی آشکار می شود .مثلا همین میزگردهای به ظاهر علمی !!!

ایرادات منطقی

1-      اگر ما بخواهیم راجع به علم پزشکی بحث کنیم ، هیچگاه یک دکترای فیزیک را به برنامه دعوت نمی کنیم . بلکه از یک پزشک استفاده می کنیم.به همین ترتیب اگر ما بخواهیم راجع به علم نتورک مارکتینگ بحث کنیم ، یک دکترای مکانیک را دعوت نمی کنیم  بلکه مثلا از استاد دکتر قاسم زاده دعوت می کنیم تا راجع به علم نتورک مارکتینگ توضیح دهد.

2-      اگر ما بخواهیم کسی را محاکمه کنیم ، یا راجع به موضوعی مناظره کنیم ، هر دو طرف موافق و مخالف را به برنامه دعوت می کنیم و به اندازه یکسان به آنها وقت می دهیم تا هر کس آزادانه از اندیسشه خود دفاع کند و دلایل خود را بیاورد.نه اینکه فقط مخالفین را دعوت کنیم تا هر چیز غیر منطقی را منطقی جلوه دهد.

نکات مثبت

1-      حقیقت هیچگتاه پنهان نمی ماند. نقل از برنامه (( 700 دکتر و جراح در این کار فعالیت می کنند )) . این کار چقدر جذاب و پر سود است که دکترها و جراحان که جزو افراد ثروتمند جامعه هستند جذب آن شدند.

2-      شرکت پورسانتها را حتما پرداخت می کند.حتی پورسانتهای بسیار بالا مثل 20000$ در هفته

3-      نقل از آقای کریمی راد (( با هیچکدام از فعالین شبکه برخورد قهری مثل زندان یا بازداشت نشده است ))

4-      بالا بودن میزان شکایات دلیل محکومیت نیست . با توجه به اینکه هیچگاه آقای کریمی راد به این نکته اشاره نکردند که این شکایات از چیست؟ واقعیت این است که اکثر این شکایات به دلیل نرسیدن محصولاتی است که قوه قضائیه ورودشان را غیر قانونی اعلام کرده است و می خواهد اینگونه جلوه دهد که کمپانی کوئست اینمترنشنال محصولات را نمی دهد و کلاهبردار است. در صورتی که مسئول مستقیم نرسیدن محصولات قوه قضائیه است و اگر اشکال تراشی قوه قضائیه نباشد محصولات حداکثر بعد از 3 ماه به دست صاحبانشان می رسد که در کشورهای دیگر مثلا امارات شاهد آن هستیم.

5-      بحث تکراری ارزش محصولات : واقعا باید به این نمایندگان مجلس خود ببالیم که فکر می کنند ارزش هر جنس به ماده اولیه آن است. دوستان ، برای تشخیص ارزش وافعی یک جنس یک راه ساده و آسان مقایسه قیمت آن محصول با محصولات مشابه آن است. مثلا اگر شما از  یک فروشگاه کامپیوتری یک کامپیوتر به مبلغ A ریال خریداری کنید ، و همین کامپیوتر با همان مشخصات در چند فروشگاه دیگر نیز حدود A ریال ارزش داشته باشد ، ارزش واقعی کامپیوتر شما A ریال است. بنابراین اگر سایر محصولات کلکسیونری با مشخصات مشابه محصولات گلد کوئست در سایر کمپانیها در حدود قیمت محصولات گلدکوئست باشد ، این سکه ها ارزششان در حدود قیمتشان است و اینکه در ایران آنها را به اندازه قیمت ماده خام آن از شما خریداری می کنند ، دلیل بر بی ارزش بودن آنها نمی شود. راستی شما هم شنیده اید که در اروپا چقدر دانشگاههای  فاقد بار علمی زیاد شده است  که ورود به آنها بسیارساده و مدرک گرفتن و دکتر شدن از این دانشگاهها مثل آب خوردن است ؟ البته از ایران که کسی در این دانشگاهها درس نخوانده ، مگه نه

6-      نقل از برنامه (( نتورک مارکتینگ فی نفسه چیز بدی نیست فقط باید کالایی که در آن عرضه می شود دارای ارزش باشد ))

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

حتما" شما هم تجربه کرده اید ، هر زمان که خبری در مورد گلد کوئست در صدا و سیما پخش بشه  بالا سریها با  تماس آنها روبرو شده و هر زیر مجموعه ای  به تناسب موقعیت خودش در سیستم سئوالات متعددی می پرسه که البته با یکدیگر فرق دارند و بالاسری نیز به هر کدام جوابی درخور ارائه میکند پس از این نظر میتوان افراد را به چندین دسته تقسیم بندی کرد که البته به نظر من آنها  سه دسته هستند:

 

خصوصیات دسته اول :

این دسته از افرادکسانی هستند که مدتها است وارد سیستم شده اند و این سیستم را درک کرده و به تمامی جوانب کاری آن آشنایی دارند.

 سئوال دسته اول:

سلام برنامه رو دیدی ؟ کلی لذت بردم آخه از بس توی این کار غرق شدم وقت سرخاروندم رو هم ندارم چه برسه به تفریح اما خدا پدر این صدا و سیما رو بیامرزه که حداقل به فکر نتورکی هاست و هر از چند گاهی با برنامه های کمدی خودش مارو سرگرم میکنه و میخندونه بگذریم راستی فردا دو تا خرید دارم  ایکارت داری ؟

جواب دسته اول:

حتما" برات جور میکنم ، موفق باشی .

خصوصیات دسته دوم:

کسانی که به هر دلیلی وارد این سیستم شده اند ولی بعلت تنبلی و وقت نگذاشتن کاملا" این سیستم را درک نکرده و آنرا جدی نگرفته اند و از نظر اطلاعاتی در رده متوسط به پایین قرار گرفته اند و بایستی که به سئوالات آنها پاسخ داد .

سئوال دسته دوم :

سلام برنامه رو دیدی ؟ اون دکتره چی میگفت ؟ یعنی فقط سه لول اول پور سانت میگیرن ؟ پس بقیه چی ؟ دکتره میگفت سکه ها تو بازار فقط 160 هزار تومن ارزش داره راست میگفت ؟ راستی ....

جواب دسته دوم :

چیز خاصی نمیگفت فقط یک ذره حقیقت رو قایم میکرد و معجونی از راست و دروغ رو به خورد مردم میداد،راجع به  سئوال اولت به نظر تو اگه قرار بود فقط به سه لول اول پورسانت بدن پس من عاشق چشم و ابروی بنیان گذاران این شرکتم که فقط برای به سود رسیدن آنها بیام هزینه کنم و وارد این سیستم بشم مگر نه اینه که هر بالاسری به نوبه خودش زیر مجموعه دیگری است و البته مشخصه که اون هم که الآن داره هفته ای 20000 دلار میگیره مثل من و تو از صفر شروع کرده و با کوشش تونسته زیر مجموعه دار بشه و به پورسانت خودش برسه پس هرکسی میتونه این کارو بکنه ، و راجع به سئوال دومت اگه قرار بشه هر جنسی رو فقط براساس مقدار ماده اولیه بکار رفته در اون ارزش گذاری کنن پس در این صورت باید فاتحه خیلی از مواد تولیدی رو خوند مثلا" کاسه های مسی منبت کاری شده رو به قیمت مس ، یخچال رو به قیمت آهن و پلاستیک ، کامپیوتر را به قیمت سلسیم ( عنصری نیمه هادی که در ساخت ترانزیسور کاربرد دارد ) و پلاستیک و... خریداری نمود به نظر شما این درسته که تمامی هزینه های ناشی از ساخت این سکه از قبیل گارنتی بانک ( دقیقا" مثل سکه بهار آزادی ) ، هزینه دستگاهها و کارگران ، خرید و حمل ماده اولیه و ... رو نادیده بگیریم و بیاییم فقط براساس ماده تشکیل دهنده آن بر روی آن قیمت گذاری کنیم ! البته باید از آقای دکتر بپرسیم که اگه میتونه یک محصولی رو با این کیفیت تولید بکنه و با این قیمت به بازار عرضه کنه پس بسمه الله بیا شروع کنیم تا بازار رو از چنگ مایر مینت در بیاریم و کلی ارز وارد کشور کنیم ! و ...

خصوصیات دسته سوم :

این دسته از افرادی کسانی هستند که دارای شخصیت ثابتی نبوده  و به قولی با وزش یک نسیم تمامی افکار عقاید و اهداف خود را به فراموشی میسپارند و البته فقط و فقط نیمه خالی لیوان را میبینند .

سئوال دسته سوم :

برنامه رو دیدی ؟ آقا سکه من کی میاد !اگه بخواد این همه طول بکشه میشه پولشو بگیریم ! و...

جواب دسته سوم :

اول سلام ، من که روز اول به شما گفتم اگه به خاطر سکه میخوای وارد بشی نیا ، من که به تو گفتم معلوم نیست سکه دقیقا" کی بیاد البته این رو هم گفتم که با توجه به بیمه وری ساین این محصول قطعا" به دست شما میرسه و ...

 

و این تنها گوشه ای از این گونه تماس ها و سئوال و جوابهاست.

 البته نباید از خوبیهای این برنامه ها نیز غافل شد و آن چیزی نیست جز الک کردن زیر مجموعه های بی ثبات که چه بهتر که در اول راه برگشتند و شما  و انرژی شما را تلف نکردند پس بیاییم که ورودیهای آگاه بگیریم و از وارد کردن ورودی های به اصطلاح 42 دلاری بپرهیزیم.

                                                       

گلد کوئست کرج

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

شبكه "گلد كوییست " كه توسط قوه قضاییه و طی لایحه ای در مجلس شورای اسلامی غیر قانونی اعلام شده است؛ در آخرین جلسه بین اعضای خود كه در ساختمان نماینده این شركت در تهران برگزار شد با بیان این مطلب كه "فعالیت اقتصادی گلد كوییست وارد مرحله جدیدی شده است" اعلام كرد:قوه قضاییه نمی تواند مانع فعالیت گلد كوییست در ایران شود.
به گزارش سایت "انتخاب" این شخص كه در میان اعضای این شركت به "شاپوری" شهره است ادامه داد:به علت پیوستن ایران به
W.T.O و به علت تبعیت گلد كوییست از قوانین این سازمان، قوه قضاییه حق برخورد و منع فعالیت را ندارد.
شاپوری در ادامه حرام دانستن گلد كوییست را بدون دلیل دانست و اضافه كرد:در ایران همه چیز بر اساس سیاست شكل می گیرد و از آنجا كه سیاستشان عین دیانتشان است رأی به حرام بودن شركت گلد كوییست داده شده است. وی در خصوص اینكه با كدام مجوز و صلاحیت در مورد مسایل شرعی اظهارنظر می كند، سخن گفت. وی به تیتر رسانه ها در مورد گلد كوییست اشاره كرد و گفت:آنقدر این شبكه مفید واقع شده كه بین نهادهای دولتی و غیردولتی و رسانه ها حتی تلویزیون آخرین اخبار ما به گوش می رسد. پس این موضوع را باید نقطه عطف شبكه دانست و بدان افتخار كرد. چرا كه این موضوع نشان از لیاقت ماست. یكی از اعضای گلد كوییست نیز در این جلسه گفت:اینكه در اخبار گفته می شود طلاهای گلد كوییست مجوز ورود به ایران ندارد و بسیاری از این كالاها در گمرك است به این دلیل است كه بسیاری بدون مشورت با اعضای ارشد شركت، به طور خودسر این كالاها را وارد تهران می كنند.
این در حالیست كه تنها آقای شاپوری كه با نهادهای ذیربط دولتی قرارداد دارد حق وارد كردن كالاهای گلد كوییست را دارد.
این عضو برجسته گلد كوییست در ادامه به كالاهای این شركت اشاره كرد و گفت:طلاهای گلد كوییست طلای نابی است كه در كارخانه ای در آلمان ساخته شده و حتی در كشور و البته در مكانهای خاصی قابل خرید و فروش است.
وی در مورد قیمت طلای این شركت گفت:این كه در رسانه ها می گویند طلای گلد كوییست قیمتی نزدیك به 200 دلار دارد دروغ است قیمت این طلاها 400 هزار تومان است كه مابقی پولی كه از مشتری گرفته می شود برای سرمایه گذاری شركت در نظر گرفته می شود. به نظر می رسد مماشات مسؤولان در برخورد با فعالیتهای غیرشرعی و غیرقانونی این شبكه باعث شده اینگونه اظهارات از سوی نمایندگان آن در ایران مطرح شود.

 

 

روزنامه قدس صفحه 15    مورخ 27/4/84 روز دوشنبه

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

در پی انتشار بخش هایی از یادداشت تفاهم قوه قضاییه جمهوی اسلامی ایران و شرکت QI در جراید با تلاش بسیار توانستیم ترجمه ای از این یادداشت تفاهم را به دست آوریم که جهت اطلاع خوانندگان منتشر می شود.

در تاریخ 12 دسامبر 2004 شرکت  "Gold Quest International Limited"به نمایندگی آقای ریچارد زینکویچ ( Zinkiewicz ) یادداشت تفاهی را با نماینده ایران امضاء می نماید.

و در بخشی از یادداشت تفاهم آمده است : هیات می پذیرد تا به نشانه حسن نیت دستور قضایی لازم برای رفع فیلترینگ کنونی بر پایگاه اینترنتی گلدکوئست یعنی :  www.goldquest.com را در اولین فرصت ممکن از مقامات قضایی ذیربط اخذ نموده و آن را به مقامات دولتی ذیربط در دستگاه مخابرات کشور ابلاغ نماید. در مقابل ، شرکت گلدکوئست نیز متعهد می گردد از زمان حصول توافق نهایی از انجام فعالیت هایی که ممکن است به فروش هر گونه محصولات گلدکوئست در جمهوری اسلامی ایران شود ، خودداری نماید.

در ادامه آمده است گلدکوئست متعهد گردید تا در اسرع وقت تمامی محصولات خریداری شده این شرکت را ( از جمله تمامی محصولاتی که نزد شرکت گلدن پوینت و یا هر موجودیت دیگری در هر کجای دنیا است ) که بهای آن به هر نحو ممکن توسط خریداران ایرانی پرداخت گردیده به جمهوری اسلامی ایران انتقال دهد. بدیهی است که هیات کمافی السابق زمینه را برای ورود قانونی این محصولات قبلا خریداری شده به جمهوری اسلامی ایران فراهم خواهد آورد.

در بخشی دیگر می خوانیم هیات می پذیرد تمامی شکات ( که فهرست آنها به تدریج ارسال خواهد شد ) و مشتریانی را که محصولات گلدکوئست خریداری شده توسط آنها به جمهوری اسلامی ایران انتقال یافته ، از ورود اقلام مربوط مطلع ساخته و به شکات مزبور اعلام کند به دفتر شرکت در تهران مراجعه کنند. هیات دفتر نمایندگی گلدکوئست در تهران را ملزم خواهد کرد تا در جهت برآوردن خواسته آنها اقدام نماید . با این حال ، در مواردی که شکات تقاضای منطقی و قانونی دیگری بجز تحویل گرفتن محصولات تحت تملک خویش دارند ، دفتر نمایندگی گلدکوئست در تهران ملزم به آن است که ضمن بررسی تقاضاهای وارده و اخذ موافقت دفتر مرکزی شرکت گلدکوئست ، به نحو ممکن رضایت کتبی شکات را کسب نموده و مورد به مورد به قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد. شرکت گلدکوئست عنوان می داردکه هرگز برنامه ای جهت تبلیغ محصولات خود از طریق جزوه یا لوح های فشرده نداشته است لیکن این شرکت آمادگی کامل دارد تا تحت نظارت و مشورت نماینده مجاز قوه قضاییه ایران و با همکاری متقابل نسبت به چاپ و نشر مطالب آگاهی دهنده و تشویق کننده در ایران اقدام قانونی به عمل آورد تا بدین ترتیب از گمراه شدن شهروندان جمهوری اسلامی ایران توسط افرادی که هیچ ارتباطی با این شرکت نداشته و به دروغ خود را نماینده گلدکوئس معرفی نموده و بالنتیجه و عده های عجیب و بی پایه و اساس به مردم می دهند، جلوگیری نماید.سکه های طلای ضرب شده با تمثال حضرت امام خمینی (ره) توسط شرکت"BH Mayer" ضرب گردیده ، شرکت گلدکوئست مراتب تاسف خود را از مشکلات ناشی از این امر اعلام می دارد و آمادگی دارد کلیه سکه های مذکور را جمع آوری و ذوب نماید و سکه جدید ضرب کند هیات مراتب فوق را نشانه ابراز حسن نیت تلقی می نماید. با این حال ، ضرب هر نوع سکه طلای جدید با تمثال حضرت امام (ره) بایستی از طریق هماهنگی با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و پس از کسب تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرد ، روندی که هیات نیز با پیگیری و کمک به پیشرفت آن موافق است.

همچنین در بخش دیگر یادداشت تفاهم می خوانیم تمامی مجموعه گلدکوئست ، ضمن ادای احترام کامل به فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه عمیق در اصول وارزش های اسلامی دارد ، الزاما متعهد می شود تا عرف و ارزش های اجتماعی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران را در فعالیت های خود رعایت نماید. شرکت گلدکوئست علاقمندی خود را نسبت به سرمایه گذاری در بخش های مختلف جمهوری اسلامی ایران ابراز داشته و از هیات می خواهد تا نسبت به فراهم آوردن زمینه های اجرایی چنین پتانسیل هایی اقدام نماید. هیات می پذیرد مراتب علاقمندی شرکت گلدکوئست به سرمایه گذاری در جمهوری اسلامی ایران را به اطلاع مقامات ذیربط در جمهوری اسلامی ایران برساند و نسبت به فراهم آوردن زمینه اینگونه همکاری ها اقدام به عمل آورد. با این حال ، بدیهی است که هر گونه فعالیت شرکت گلدکوئست در جمهوری اسلامی ایران بایستی در تطابق کامل و تحت قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد.

در بخش انتهایی این یادداشت تفاهم می خوانیم پس از مذاکراتی طولانی و مفصل و طرح دیدگاه ها و استدلال های متعدد از سوی طرفین در خصوص لزوم پرداخت غرامت به دولت جمهوری اسلامی ایران از سوی شرکت گلدکوئست، این شرکت نهایتا پذیرفت که چنین غرامتی را بایستی به دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت نماید. با این حال هیات ( آقای محمد شادابی ) خواستار فرصتی شد تا رقم دقیق غرامت مربوطه را که بایستی توسط گلدکوئست به دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت گردد ، پس  از مشورت با مقامات ذیربط ایرانی اعلام نماید و در نتیجه مبلغ غرامت و چگونگی پرداخت آن در دوره بعدی مذاکرات مورد گفتگو قرار خواهد گرفت که تاریخ این مذاکرات 10 روز پس از امضاء این توافق و با تایید طرفین تعیین خواهد شد. همچنین شرکت گلدکوئست متعهد می شود که شرکت خود یعنی"BH Mayer" را که در امر ضرب سکه در دنیا شناخته شده است ، ترغیب نماید تا پس از تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بخشی از فعالیت های ضرب سکه خود را به جمهوری اسلامی انتقال داده و انتقال دانش فنی و تکنولوژی مربوطه در روند ضرب سکه را به بانک مزبور تسهیل نماید. همچنین در پایان تاکید شده است با توجه به شایعات بی اساس رایج در ایران در خصوص ادعای پرداخت 100 دلار به ازاء هر سکه طلای ضرب شده با تمثال حضرت امام خمینی (ره) به موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی و نیز وجود ابهامات در گلدکوئست متعهد می شود تا بلادرنگ و به شکل کامل و دقیق مورد مطرح شده را بررسی کرده و نتایج حاصله را در دیدار بعدی به طور محرمانه به اطلاع هیات برساند. هیات موافقت می نماید تا مدارکی را که در این خصوص و در خصوص دیگر موارد مرتبط با گلدکوئست در اختیار دارد در صورت نبود منع قانونی ارائه دهد.

ماهنامه همه چیز – شماره 9 و 10 – صفحه 9

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

چستر کريسون قبل از اينکه کمپانی هاليوود اختراع او را ثبت کند و به افتخار آن، کمپانی شان را با نام زيراکس تغيير اسم بدهند، چهار سال وقت صرف کرد و در شرکت های IBM، JAE و RCR پذيرفته نشد. جيمز دايسون با صرف پنج سال وقت و 5هزار و 127 نمونه، اولين جاروبرقی بدون کيسه جهان را اختراع کرد. قبل از ساخت آن، به خاطر هزينه های جهانی پروانه ساخت، تقريباً ورشکست شد. وی هم اکنون در راهی قرار دارد که اولين مخترع ميلياردر بريتانيا شود. والت ديسنی برای يادگيری بانکداری جهت توليد نقاشی متحرک کارتون هايش، در 312 بانک کار کرد. او هفت بار هم ورشکست شد. توماس اديسون قبل از اينکه لامپ روشنايی برقی را اختراع کند، هفت هزار تلاش نافرجام برای ساختن شيرابه گياه کائوچو و يازده هزار آزمايش ناموفق داشت. جان گريسی قبل از اينکه اولين کتاب از 550 کتابش منتشر شود، 753 ناشر او را نپذيرفتند. مرکونی هنگامی که اعلام کرد که می تواند پيغام ها را بدون کابل يا ساير بزار فيزيکی از طريق هوا بفرستد، دوستانش او را به خانه سالمندان سپردند
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

اگر شما به اين نتيجه رسيده ايد كه وارد اين تجارت شده و آن را انجام دهيد ، بايد زماني را نيز براي انجام اين كار تخصيص دهيد . بنابراين با يك زمان بندي درست و منظم بايد اين كار را شروع كنيد . توجه كنيد كه حداقل زمان لازم براي شروع اين تجارت 1 ساعت در روز است و كمتر از آن به نتيجه نخواهيد رسيد . تقريبا مشكل تمام كساني كه در اين كار به سود دهي نرسيده اند ، تخصيص ندادن زمان براي انجام كار است . مانند كسي كه يك رستوران را در مركز شهر تاسيس كرده اما هميشه تعطيل است .اين شخص هرگز يه سود نخواهد رسيد .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

مردي تخم عقابي پيدا کرد و آنرا در لانه مرغي گذاشت.عقاب با بقيه جوجه ها از تخم بيرون آمد و با آنها بزرگ شد.در تمام زندگيش او همان کارهايي را انجام داد که مرغها ميکردند،براي پيدا کردن کرمها و حشرات زمين را ميکند و قدقد ميکرد و گاهي هم با دست و پا زدن بسيار کمي در هوا پرواز ميکرد.

سالها گذشت و عقاب پير شد.

روزي پرنده با عظمتي را بالاي سرش بر فراز آسمان ابري ديد.او با شکوه تمام،با يک حرکت ناچيز بالهاي طلاييش ، برخلاف جريان شديد باد پرواز ميکرد.

عقاب پير ، بهت زده نگاهش کرد و پرسيد:اين کيست؟

همسايه اش پاسخ داد : اين عقاب است سلطان پرندگان او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم.

عقاب مثل مرغ زندگي کرد و مثل مرغ مرد،زيرا فکر ميکرد مرغ است.

درست است دوستان مرغ بودن کار ساده ايست اما تلاش کردن و عقاب شدن سختي بسيار دارد پس بياييد همه با هم دست در دست هم و با کمک به يکديگر پرواز را ياد بگيريم و آنرا به ديگران نيز ياد دهيم.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

شرکت GQI از سال 1998 کار خود را آغاز کرد و در سال 2004 تبديل به مجموعه اي از شرکتها با خدمات و محصولات متنوع و گوناگون با نام  QI شد که هم اکنون GQI يکي از زيرمجموعه هاي شرکت QI است. دفتر مرکزي آن در کشور هنگ کنگ واقع است . شرکت GQI در ابتداي کار به عنوان يک شرکت بازاريابي شبکه اي، براي فروش محصولات کلکسيوني شامل سکه، ساعت و گردن بندهاي طلا و نقره که سعي مي کند کيفيت و مرغوبيت سکه ها و ساعت ها را به تاييد بانک مرکزي کشورهاي مختلف برساند شروع به کار کرد. توليد کننده اصلي محصولات اين شرکت، يک شرکت آلماني به نام Mayer Mint است که در سال 1871 ميلادي تاسيس شده و زمينه اصلي فعاليت آن ضرب سکه هاي کلکسيوني است. علاوه بر آن، شرکت GQI با حدود 10 توليد کننده ديگر سکه هاي کلکسيوني در دنيا داراي قراردادهايي است. بنا به گفته برخي مطلعين، اين شرکت عمدتا در آسيا توسعه يافت و در کشورهاي مالزي« هند، اندونزي و ... گسترش پيدا کرد و در حدود سال 1379، از طريق دبي توسط فردي به نام فيصل وارد ايران شد. شروع فعاليت اين شبکه در ايران از شهر لار بود و به تدريج در ساير شهرها گسترش يافت و از اوايل سال 1382 در تهران شروع به گسترش کرد. در سايت اينترنتي اين شرکت، تعداد اعضاء يا ثبت نام شده ها اين شرکت در دنيا، در پايان سال 2003 ميلادي 600 هزار نفر عنوان شده که عمدتا در آسيا فعال هستند. در ميان کشورهاي اروپايي نيز، اين شرکت در کشور سوئد از رشد بيشتري برخوردار بوده است. آمار غير رسمي موجود، حاکي از عضويت بيش از 350 هزار نفر ايراني در اين شبکه در اواسط سال 2004 ميلادي است. شرکت در اوايل سال 2004 ميلادي، Plan خود را تغيير داد و در سبد محصولات خود، محصول Vacation را اضافه کرد که رزرو بليط براي هتل در کشورهاي مختلف است. طرف قرارداد اين شرکت براي تامين سرويسهاي مسافرتي، شرکت RCI مي باشد. با تغيير Plan، اعضاء يا ثبت نام شده ها شرکت نيز، علاوه بر شرايط قبلي شرکت GQI مي توانند از مزاياي جديد شرکت QI استفاده کنند. چند ماه پس از ارائه محصولات مسافرتي، محصولات ديگري تحت عنوان Quest Technology به سبد محصولات شرکت اضافه شد. در حال حاضر شرکت بازاريابي، شرکت Quest International است که در مرکزيت يک مجموعه از شرکت ها از قبيل Quest Vacation، Quest Technology، Quest Finance و ... قرار دارد. شرکت هدف خود را از ارائه محصولات جديد، ارائه محصولات متناسب با مناطق جغرافيايي جديد عنوان کرده است و به طور خاص مشتريان هدف محصول Vacation را کشورهاي اروپايي و آمريکا بيان مي کند. با توجه به نظر مي رسد ارائه اين محصولات براي حل مشکلات قانوني ورود به بازارهاي آمريکا و اروپا باشد. لازم به ذکر است که همه محصولات فوق در قالب يک Plan واحد و از طرف شرکت Quest International ارائه مي شوند.طرح کار شرکت QI به شکل باينري است. هر فرد در اين سيستم مي تواند با يک خريد يکي از محصولات شرکت به عنوان IR (نماينده مستقل) به سيستم وارد شود. هر فرد در سمت چپ و راست خود، دو نفر را به مجموعه معرفي مي کند که آنها هم اقدام به خريد محصول مي کنند و عضويت افراد جديد به همين ترتيب ادامه پيدا مي کند. در اين Plan سقف درآمد هفتگي برابر با حداکثر 15000 دلار براي هر TC قابل افزايش است. TC (مرکز پيگيري، کدشناسايي (شناسايي فرد براي ورود به سيستم است) فاصله زماني واريز پول تا تحويل محصول در اين سيستم 10 هفته و فاصله زماني انجام محاسبات تا دريافت پورسانت 2 هفته مي باشد. در حال حاضر محصولات ايران به دلايل عدم پشتيباني پروتکل هاي پستي مورد نياز شرکت به آدرس نمايندگي دبي ارسال مي شوند. پورسانت ها به شکل چک England Standard Chartered Bank و New York Chase Manhattan Bank، به شکل Telegraphic Transfer قابل دريافت بوده است. همچنين بسياري از افراد، پورسانت خود را از طريق E-Card مخصوص شرکت دريافت مي کنند. نکته قابل توجه در Plan کار اين شرکت، ارائه چند محصول در يک Plan است. همچنين استفاده از سيستم پيشرفته امتيازدهي به محصولات است که پوشش فراگيري را ايجاد مي کند.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

1- به ليدر خود صددرصد اعتماد ندارند.

هيچ وقت بخاطر عمل كردن به سخنان ليدرشان ضرر نكرده اند ولي با اين وجود باز شك مي كنند و مدام در حال بحث كردن با ليدرشان هستند . در زمان حضرت موسي (ع) قوم بني اسراييل معجزات زيادي از موسي ديدند آنها با چشم خود ديدند كه ميان درياي خروشان راهي باز شد و آبها كنار رفتند و يا ديدند كه چوب دستي او تبديل به يك مار شد و ... ولي با اين وجود باز به موسي و خداوند متعال شك كردند و بعد از ديدن اين همه معجزه باز رو به بت پرستي آوردند و يك گاو از جنس طلا ساختند و آنرا خداي خود دانستند . در زمان حضرت مسيح (ع) مردم معجزات زيادي از آن حضرت ديدند آنها با چشم خود ديدند كه عيسي با اراده خدواند، مردگان را زنده مي كرد ولي باز از بين بهترين ياران او ، افرادي بودند كه به او خيانت كردند و حتي يكي از يارانش منكر شناخت او شد . اگر افراد به ليدر خود صد در صد اعتماد داشته باشند در اين راه بسيار موفق خواهند بود.

2 – زود مغرور مي شوند.

با بدست آوردن چند موفقيت كوچك ، به خود مغرور مي شوند و ديگه در جلسات شركت نمي كنند و با خود مي گويند من ديگر همه چيز را بلد شدم احتياجي هم به كسي ندارم و به دنبال اطلاعات بيشتر نمي روند.

3 – زود مأيوس مي شوند.

تا چند تا " نه " مي شنوند ، اعتماد به نفسشان كاهش مي يابد و انگار سقف آسمان بر سرشان خراب شده و همه تقصيرها را هم به گردن يكديگر مي اندازند.

4 – اصول اوليه را به دلخواه خود تغيير مي دهند.

نوشتن رويا و خواندن آن اولين سنگ بناي اين كار مي باشد ، ولي آنها اين اصل را به دلايل من درآوردي رد مي كنند و اهميتي براي آن قائل نمي شوند و حتي به ديگران هم توصيه مي كنند كه آنرا جدي نگيرند .

5 – برايش وقت نمي گذارند.

براي همه چيز و همه كس وقتش را تنظيم مي كند به جزء گلدكوئست ، براي ديدن فوتبال استقلال يا پرسپوليس هر جوري شده وقت مي گذارد و آنرا تا آخر ميبيند ولي براي گلدكوئست حتي هفته اي 10 دقيقه هم وقت ندارد و جالب اينجاست كه بعد از چند ماه با همين روال كار، توقع دارد به سود هم برسد .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

متاسفانه ما شاهد رشد دست‌هاي غير اصولي هستيم که اين موضوع اصلا خوش‌آيند نيست. گسترش دست‌هاي غير اصولي از هر لحاظ «مضر» است. اصولا هر کاري، استراتژي‌هاي خاص خودش دارد و چنان‌چه رعايت نشوند؛ نه تنها موفقيت‌آميز نيستند؛ بلکه مي‌توانند براي ديگران نيز مضر و خطرناک شوند. بنده اجازه مي‌خواهم تا ۹ مشخصه از مشخصات دست‌هاي غير اصولي را خدمتتان عرض کنم. هر دستي که يک يا چند مشخصه‌ي زير را داشته باشد قطعا غير اصولي است و مراقب باشيد تا به دام آن‌ها گرفتار نشويد دوستان اگر مشخصات بيش‌تري خاطرشان هست لطفا به ما هم بفرمايند :

۱- کسي که شما را دعوت مي‌کند؛ از آشنايان شما نباشد: مطمئنا کساني در اين سيستم موفق مي‌شوند که با افراد تحت نفوذشان(مثل خانواده و دوستان نزديک يا صميمي) کار کنند. البته اگر کسي به اين کار ايمان نداشته باشد؛ قطعا ترجيح مي‌دهد که غريبه‌ها را واردش نمايد. در يک دست اصولي، بالاسري باور دارد و مطمئن است که اين يک سيستم سودده مي‌باشد؛ و چون مي‌خواهد خودش به سود برسد و دو نفر از عزيزانش نيز به سود برسد؛ هرگز سراغ غريبه‌ها نمي‌رود .


۲- دعوت کننده، خودش شخصا طرح را برايتان توضيح دهد: از آن‌جا که در يک دست اصولي، افراد از سمت بالاسري‌ها حمايت کامل مي‌شوند لذا اشخاص تازه وارد، هرگز خودشان شخصا کار معرفي را انجام نمي‌دهند و اين را بر عهده‌ي بالاسري‌هاي باتجربه‌تر مي‌گذارند و افراد بالاسري، از آن‌جا که سود زيرمجموعه‌هايشان تضميني بر سود خودشان است؛ لذا با کمال ميل و بدون منت اين کار را براي زيرمجموعه‌ها انجام مي‌دهند .


۳- دعوت کننده از روش‌هاي سنتي مثل بيلبرد، آگهي، اينترنت، وبلاگ و ... براي تبليغات و جذب افراد جديد استفاده نمايد: تبليغات سنتي در سيستم نت‌ورک مارکتينگ منسوخ شده است. اگر تبليغات در اين کار موثرتر بود؛ خود کمپاني اين کار را انجام مي‌داد. لذا دست‌هاي اصولي هرگز از تبليغات سنتي استفاده نمي‌کنند و نيازي به آن ندارند .


۴- مراسم معرفي کار به صورت گروهي(البته در ايران) برگزار شود: بيش از پنجاه سال تجربه در کار نت‌ورک مارکتينگ مي‌گويد جلساتي که افراد به صورت تکي دعوت مي‌شوند به مراتب نسبت به جلسات گروهي، موثرتر است. در دست‌هاي غير اصولي از آن‌جا که آموزشي در کار نيست؛ کارشان بر اساس تمرکز است؛ لذا تعداد کمي هستند که از مهارت در معرفي (پرزنتيشن) برخوردارند و هميشه از اين لحاظ در مضيقه قرار دارند و جهت صرفه‌جويي در وقت (از روي اجبار و يا عدم توجيه!) جلسات پرزنت گروهي برگزار مي‌شود. اما در دست‌هاي اصولي چون که کار بر اساس تکثير است لذا آموزش‌ها از مهم‌ترين فاکتورهاي موفقيت در اين دست‌ها محسوب مي‌شوند. افراد سعي مي‌کنند که روش معرفي کار را بياموزند و به زير مجموعه‌هاي خودشان آموزش بدهند و به طور متوسط از هر ۷ نفر اعضاء، يک پرزنتر (کسي که توانايي معرفي کار به طور کامل و اصولي را دارد) وجود دارد. چنان‌چه پرزنتر را سرشاخه فرض کنيم، دو نفر زير دستش و زير دست هر کدام از آن دو نفر، چهار نفر در انتها قرار مي‌گيرد که بايد هر کدام دو نفر را به زيرمجموعه‌ي خودشان وارد کنند. پس پرزنتر با صرف کم‌تر از چهار ساعت در روز مي‌تواند براي هرکدامشان هفته‌اي چهار پرزنت، برگزار نمايد. لذا در دست‌هاي اصولي نيازي به برگزاري جلسات پرزنت گروهي حس نمي‌شود. البته ممکن است عده‌اي اشکال کنند که «چرا در خارج از ايران جلسات پرزنت گروهي توسط خود کمپاني برگزار مي‌شود؟» پاسخ اين است که خود کمپاني نيز معتقد است که جلسات غيرگروهي موثرترند و البته در شرايطي پرزنت‌هاي گروهي نيز امکان‌پذير است اما آن‌چه که تجربه در ايران نشان داده؛ پرزنت‌هاي گروهي «فعلا» در «ايران» کارايي ندارند و دست‌هاي اصولي اين موضوع را مي‌دانند و خوب رعايت مي‌کنند .


۵- معرفي در اماکن گران‌قيمت مانند هتل‌هاي چند ستاره‌اي انجام شود: افرادي که در دست‌هاي اصولي آموزش مي‌بينند مي‌دانند که بايد کار را به ساده‌ترين وجه ممکن انجام داد. براي معرفي گلدکوئست، به راحتي مي‌توانند از محل زندگي خودشان يا محل زندگي دوستانشان يا يک کافي‌شاپ معمولي استفاده کنند. اين کار باعث مي‌شود که شخص دعوت شده، با خيالي راحت بگويد که من هم مي‌توانم اين کار را انجام دهم و من هم مي‌توانم با داشتن يک جلد کاتالوگ، و با يک قلم و کاغذ در خانه‌ي خودم يا خانه‌ي دوستم، يا در يک کافي‌شاپ معمولي، کارم را به دو نفر از دوستانم معرفي کنم و براي خودم درآمدزايي داشته باشم .


۶- به شما بگويند که يک کار بسيار راحتي است که ظرف مدت کوتاهي پول‌دار مي‌شويد: نت‌ورک مارکتينگ(حداقل گلدکوئست) آموزش‌هاي ساده‌اي دارد که لزوما نيازي به استعدادهاي خاص يا تحصيلاتي بالا ندارد. اما در عين حال کار راحت و بي‌دردسري هم نيست و لازم است که وقت و انرژي روي آن گذاشته شود. کساني که در اين کار، وقت و انرژي نگذارد؛ پس از ورود به سيستم سود چنداني نخواهند کرد. در اين سيستم حداقل بايد به مدت يک‌سال زحمت کشيد تا پول‌دار شد. اين سيستم راه سريعي براي پول‌دار شدن نيست؛ بل‌که راهي مطمئن است. کساني که اين موضوع را نمي‌دانند؛ لذا از لحاظ آموزشي ضعيف هستند و اگر مي‌دانند اما عمل نمي‌کنند؛ پس اصل صداقت را زير پا گذاشته‌اند و ورود به دست ايشان اصلا توصيه نمي‌شود .


۷- به شما بگويند که يک سکه بخر و پولدار بشو. پول از تو و کار از ما: راز موفقيت در اين سيستم اين است که هر کس دو نفر و تنها دو نفر را وارد اين مجموعه کند. (نه بيشتر!) يعني زماني که شما دو نفرتان را از ميان به‌ترين دوستان يا خويشاوندانتان وارد نموديد؛ سپس موظفيد که به ايشان کمک کنيد و آموزش‌هاي لازم را بدهيد تا ايشان هم مثل شما بتوانند دو نفر از به‌ترين دوستان و خويشاوندانشان را ورودي کنند. شما پله به پله تمام آموزش‌هايي که از بالاسري‌تان مي‌گيريد را به اين دو نفر منتقل مي‌کنيد و ايشان نيز همين کار را با دو نفرهايشان مي‌کنند. شما تا مي‌توانيد از دو نفرتان در اين کار حمايت مي‌کنيد. همان‌طوري که بالاسريتان از شما حمايت کرد. و پس از مدتي مي‌بينيد که يک مجموعه‌ي چندهزار نفري داريد و هفته‌اي پنج تا پانزده هزار دلار پورسانت دريافت مي‌کنيد. کامپيوتري که پورسانت‌هاي هفتگي شما را محاسبه و به حساب شما واريز مي‌کند؛ برايش فرقي ندارد که افراد جديد را خودتان آورده باشيد يا اين‌که آن‌ها را اعضاي زيرمجموعه‌تان آورده باشند. پس نيازي نيست که شما مرتب دنبال افراد جديد بگرديد(نبايد اين کار را بکنيد!) در مجموعه‌هاي اصولي افراد، انرژي و پتانسيل خود را صرف دو نفرهاي خودشان مي‌کنند و ايشان را حمايت مي‌کنند تا دونفرشان را پيدا کنند. اين کار کمي صبر و حوصله و ميزان معقولي وقت و انرژي مي‌خواهد اما مطمئن خواهيد بود که شما به جاي دريافت سودي کم و مقطعي، سال‌هاي سال پورسانت‌هاي عالي دريافت مي‌کنيد. پس هرگز در دست‌هاي اصولي، به شما اين را نخواهند گفت که «فقط يک سکه بخر و پولدار بشو ... پول از شما و کار از ما ! »


۸- به شما بگويند بيا و تا مي‌تواني افراد جديد را به زير مجموعه‌ات معرفي کن تا پورسانت‌هاي بيش‌تري بگيري: همان‌طور که در مورد قبلي توضيح دادم در يک دست اصولي، هرگز بالاسري به طور معمول دنبال افراد جديد براي زيرمجموعه‌ي شما نمي‌گردد بل‌که از شما حمايت مي‌کند تا بتوانيد دو نفر از دوستان صميمي يا خويشاوندانتان را وارد اين مجموعه کنيد لذا شما هم نبايد هر روز دنبال ورودي‌هاي جديد باشيد. بل‌که فقط دو نفر! و با همان دو نفر و حمايت از آن دو نفر و آموزش دو نفر، موفق خواهيد شد. و اين(محدوديت نفر گرفتن) اولين استراتژي است .


۹- از پک آموزشي خبري نباشد: در دست‌هاي اصولي، شخص تازه‌وارد توسط بالاسري‌ها آموزش مي‌بيند و يک بسته‌ي آموزشي در همان ابتداي ورود دريافت مي‌کنند که معمولا شامل سه کتاب (حکايت دولت و فرزانگي، قورباغه را قورت بده، چه کسي پنير مرا برداشته است)، يک پاپکو، يک جزوه‌ي سيمي شده، يک جزوه‌ي سيمي نشده و حداقل هشت CD آموزشي، ۶ CD مربوط به خوزه سالوادور فابرگاس(جو) و 2 عدد CD مربوط به پاتماسيلان سيناتيراجاه است) و اگر معرف نسبت به اين‌ها اظهار بي‌اطلاعي نمود پس دستش غير اصولي است. اين کار يک سري استراتژي‌هايي دارد که با تجارت‌هاي سنتي تفاوت زيادي دارد. البته آموزش استراتژي‌هاي اين کار نسبت به استراتژي تجارت‌هاي سنتي بسيار ساده‌تر است. اين تجارت يک سري آموزش‌هاي مقدماتي و تکميلي دارد. به عنوان مثال در آموزش‌هاي مقدماتي شما ياد مي‌گيرد که :


- اهدافتان از ورود به اين سيستم را طبقه‌بندي نماييد .
-
از ميان تمام دوستان، اقوام و خويشاوندان کدام دو نفر را در اولويت قرار بدهيد که با يک معرفي درست و پيگيري اصولي وارد مجموعه بشوند
.
-
چطور بتوانيد آن دو نفر را تک به تک، به جلسه‌ي پرزنت(معرفي) بياوريد
.
-
پس از پرزنت چطور بتوانيد به آبجکشن‌ها(ايرادات) ايشان پاسخ بدهيد و ديد ايشان را که به خاطر جو منفي جامعه، منفي شده است؛ مثبت کنيد
.
-
نکاتي ساده و در عين حال مهمي در زمينه‌ي روان‌شناسي ياد مي‌گيريد
.
-
اگر دوستتان تصميم به ورود گرفت چطور بتوانيد با بررسي اهدافش در او ايجاد تعهد نماييد
.
-
چطور بتوانيد به دوستتان آموزش بدهيد و از او در گرفتن دو نفرهايش حمايت کنيد
.
-
چطور بتوانيد مجموعه‌ي خود را طوري راه‌بري کنيد که آموزش‌ها اولويتشان را از دست ندهند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط Viper Team  | 

پشتيباني از اعضاي محترم گلد كوئست

در ابتدا از اين كه به سايت ما سر زديد متشكرم . دوستان هر گونه سوالي دارند به ايميل من ميل كنند . من در اسرع وقت جوابشو در همين سايت و نيز به ايميل خودشون خواهم فرستاد .

دوستان من اين مطالب و جزوات را در اختيار دارم . ا گر به اين مطالب نياز داريد كافيست به ايميل من تي سي و نام و ايميل تون رو ميل كنيد و در ميل مطالبي رو كه نياز داريد ذكر كنيد تا براتون بفرستم .

1-     جزوه 8 آجر

2-     جزوه 10 آجر

3-     جزوه ليدري

4-     جزوه پرزنتوري

5-     جزوه همه چيز از شما آغاز مي شود ( نسخه قديم و جديد )

6-     جزوه آموزش كار با سايت

7-     ترجمه فيلم تجارت الكترونيك

8-     مطالب آموزنده براي رهبري

9-     كاتالوگ

10- پنج دشمن كار تيمي

11- علل شكست افراد در گلد كوئست

12- چرا گلد كوئست مفيد است

13- تجارت خانگي

14- PARADIGM SHIFT

15- پايه هاي تجارت شما

16- درسي از پروانه

17- سيستم مديريتي غازها

18- جملاتي كه از الماس گران ترند

19- پلن جديد كوئست اينترنشنال

20-  ۷  نكته براي پيش برد اهداف

۲۱- 4 اصل مهم برای ساختن یک پایه بزرگ در شرکت QUEST NET

۲۲-  و ....

 

اگر دوستان مطالب جديد و يا مطالب ديگري داريد لطفا براي من ميل كنيد تا بتوانيم از اطلاعات هم استفاده كنيم .

ممنون وايپر تيم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط Viper Team  |